سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

 

آنسفالومیلیت طیور A.E) Avian Encephalomylitis) 


بیماری آنسفالومیلیت طیور بیماری ویروسی است که در اثر آنتروویروسی بنام Erro gallinae از خانواده پیکورناویریده (Picornaviridae) جوجه ها را در سنین کم مبتلا می کند .بعلت نشانیهای عدم تعادل و لرزش مخصوص در ناحیه سر و گردن خانم جونز (Jones) اولین بار در سال 1932 آنرا بیماری اپیدمیک ترمور (3) نامید ولی بعلت اینکه این نشانیها همیشگی نیست و بیشتر جراحات عصبی دیده می شود در سال 1939 نام آنسفالومییلیت طیور برای آن انتخاب گردید (1) .این بیماری در جوجه ها و جنین تلفات زیادی ایجاد کرده و از این رو مسئله مهمی را برای تولید کنندگان بوجود آورده است .بیماری ابتدا از آمریکا و سپس از نقاط دیگر جهان گزارش گردیده است .در ایران نیز گه گاه بیماری مشاهده شده می گردد .

عامل بیماری :

در سال 1934 خانم جونز با تزریق پالیده مغز جوجه بیمار از راه داخل مغزی به جوجه های حساس بیماری را ایجاد کرد و از این رو نتیجه گرفته شد که عامل بیماری یک ویروس است .نشانیهای بیماری با عبور مکرر ویروس در جوجه های حساس زودتر ظاهر می شوند .ویروس از پالای سایتز 1 و 2 و برکفلد N و V و غشاء کراد و کل عبور می نماید .اندازه ویروس30-20 میلی میکرن تخمین زده شده است .ویروس موجود در بافت مغز در مایع محتوی50 درصد گلیسیرین حداقل 69 روز حفظ می شود .این ویروس نسبت به کلروفرم، اسید، تریپسین مقاوم است .

ویروس را می توان در جنین تخم مرغ 6 روزه از راه های داخل چشمی حفره آلانتوئیک، کیسه هوائی و کیسه زرده و همچنین در کشت بافت کلیه و یا فیبروبلاست جنین همراه با سرم جوجه افزایش داد .تزریق داخل کیسه زرده از تمام راه های دیگر نتیجه بهتر می دهد .این ویروس کاملاً با ویروس آنسفالومییلیت شرقی اسب فرق دارد .بنظر می رسد که تنها یک سویه آنتی ژنتیکی وجود داشته باشد و اگرچه تمامی ویروسها به دستگاه گوارش تمایل دارند ولی از نظر حدت و تمایل به دستگاه عصبی گونه های مختلفی وجود دارد .


بیماریزائی :

بعلت وجود ایمنی اکتیو و یا پاسیو موجود در جوجه های یکروزه گاهی جدا کردن ویروس با تزریق عصاره مغز بیماران به داخل مغز جوجه ها نتایج یکسانی ندارد و گاهی حتی جراحتی نیز ظاهر نمی شود ولی با عبور مکرر ویروس دوره نهفته کم شده و درصد ظهور بیماری افزایش یافته و همچنین دوره بیماری از ظهور اولین نشانی تا مرگ نیز کاهش می یابد .از راه های داخل صفاقی، داخل جلدی، زیر جلدی، داخل عضلانی، داخل رگی و داخل چشم و بینی نیز می توان بیماری را ایجاد کرد .

مهمترین منبع ویروس مغز و نخاع است ولی در اندامهای دیگر اگر که جراحات مشخص بافتی را داشته باشند ویروس موجود است .چونکه ویروس را می توان از راه تزریق در کیسه زرده افزایش داد تأکید شده است که در مطالعات مربوط به بیماری از نظر سهولت کار از جنین استفاده شود ولی بهتر است که قبلاً ویروس را از جوجه های حساس عبور داده و بعد به جنین حساس عادت دهند .در جنین های زنده آلوده 20 روزه دیستروفی عضلانی و تأخیر رشد دیده می شود .این گونه جوجه ها ضعیف بوده و باید به آنها کمک کرد تا از پوسته خارج شوند .


طرز انتقال و واگیری ؛

بیماری در هر فصلی ظاهر می شود .ظهور بیماری طبیعی حتی تا سن 7 هفتگی نیز گزارش شده است .جوجه های حساس در تمام سنین نسبت به تزریق تجربی حساس بوده اند .نشانی های بیماری فقط در جوجه های جوان مشاهده شده است در حالیکه در گله های بالغ نیز عفونت بصورت مخفی ظاهر می شود .میزان واگیری طبیعی بین 10 تا 20 و گاهی تا 60 درصد می رسد .

بیماری در تمام نژادها و تحت هر شرایط مرغداری ظاهر می شود .حد متوسط تلفات تا 10 درصد و گاهی تا 50 درصد است .در اثر تماس جوجه های جوان بیمار با گله بالغ حساس بیماری در گله بالغ با کم شدن میزان تخم مرغ تظاهر می کند .گله های بالغ آلوده آلودگی را از راه تخم مرغ به جوجه ها انتقال می دهند .ضمناً از راه تماس مستقیم و غیر مستقیم بصورت طبیعی و تجربی از طریق دهان و دستگاه گوارش نیز بیماری انتقال می یابد .انتقال از راه هوا انجام نمی پذیرد .هنوز ثابت نشده است که جوجه های شفا یافته در دوره بلوغ هنوز باعث انتشار ویروس باشند ولی بنظر می رسد که در تعداد کمی این عمل اتفاق افتد .با آلوده کردن جوجه ها از راه دهان تا 9 روز ویروس دفع می شود ومعمولاً بعد از 13-12 روز قطع می گردد .

تلفات جنین در تخم مرغهای حاصله از مادران آلوده در سه روز آخر دوره جنینی بیشتر از همیشه است .جنین های آلوده به دنیا آمده ویروس را توسط مدفوع دفع کرده و جوجه های حساس چه در ماشین جوجه کشی و یا مرغدان با بلع آنها آلوده می شوند و یروس از راه خون وارد اندامها شده و ایجاد ویرمی کرده و افزایش یافته و سپس از راه مدفوع دفع می شود .اگر خروس آلوده ای که ویروس دفع می کند با مرغ حساسی جفت گیری نماید باعث انتشار بیماری در بدن مرغ می گردد ولی اگر مرغ قبلا نسبت به بیماری مقاوم شده باشد این عمل باعث تقویت ایمنیت می گردد .در بدن طیور بهبود یافته از عفونتهای تجربی و یا طبیعی پادتن خنثی کننده ویروس بوجود می آید .این پادتن از هفته دوم آلودگی ظاهر شده و به میزان قابل توجهی تا چند ماه باقی می ماند .جوجه های حاصله از مادران ایمن در اثر ورود این پادتن از راه تخم مرغ به بدنشان دارای ایمنی پاسیوی می باشند که تقریباً آنها را 100 درصد در برابر بیماری تا 8-6 هفته اول زندگی محافظت می نماید .

ویروس در جوجه، قرقاول، بلدرچین ایجاد بیماری طبیعی می نماید .مرغابی، بوقلمون تخمی، کبوترهای جوان و مرغ شاخدار نیز بطور تجربی آلوده می شوند ولی موش، خوکچه، خرگوش و میمون حتی در مقابل تزریق داخل مغزی مقاومت می نمایند .جوجه های حساس معمولاً تا سن سه هفتگی در برابر عفونت طبیعی حساس می باشند و خطر عفونت تا این سن از همیشه بیشتر است و نشانیها را بعد از دوره نهفته حداقل 10 روز ظاهر می سازند .اگر از تماس بین جوجه های آلوده و جوجه های حساس جلوگیری شود بیماری در جوجه های حساس ظاهر نمی شود .برای تعیین میزان ایمنیت یک گله از آزمایش حساسیت جنین (Embryo susceptibility) میتوان استفاده کرد .این آزمایش اولین بار برای تعیین گله های مادر که بطور تجربی آلوده شده بودند بکار رفته است .تعدادی از تخم مرغهای نطفه دار گله مورد آزمایش انتخاب شده و بعد از 6 روز که در ماشین جوجه کشی قرار گرفتند به آنها سویه ویروسی عادت یافته بمیزان 50 EID 100 به جنین را از راه کیسه زرده تزریق می نمایند .

12-10 روز بعد از تزریق جنین ها را از نظر ضایعات ویروسی امتحان می نمایند .اگر بیشتر از 50 درصد جنین ها بدون علامت عفونت یعنی دیستروفی عضلانی باشند گله را ایمن گویند .اگر بیشتر از 50 درصد و کمتر از 100 درصد جنین ها مبتلا باشند بنظر می رسد که گله به تازگی به ویروس آلوده شده است و اگر تمام جنین ها مبتلا باشند گله حساس است .ضمناً می توان از آزمایش تعیین ظرفیت خنثی کنندگی سرم نیز استفاده نمود در این آزمایشات باید میزان کافی کنترل در نظر گرفته شود .

نظر به اینکه ویروس در بدن انتشار آهسته ای دارد بنابراین در یک گله اغلب طیور حساس، آلوده و مقاوم وجود دارد و می توان حالات زیر را مشاهده کرد ؛

1-مرغان حساس (که در مجاورت عفونت نبوده اند) جوجه های حساس ایجاد می کنند ولی خود اگر مبتلا شوند نشانی ظاهر نمی کنند .

2-مرغان آلوده (ویرمیک) که ویروس در خونشان موجود بوده و در نتیجه از راه آلودگی تخمدان جوجه های آلوده تولید می کنند .

3-جوجه های آلوده که جوجه های حساس را مبتلا می کنند .

4- مرغان مقاوم (ایمن) که قبلاً مبتلا شده و در آنها ایمنیت بوجود آمده و در نتیجه جوجه های مقاوم تولید می کنند .ایمنی بدست آمده ازاین نوع مادران تقریباً 8-6 هفته طول می کشد که کاملاً جوجه را در سه هفته اولیه زندگی که در برابر بیماری حساس می باشند محافظت می کند .


نشانیهای کلینیکی :

بیماری بیشتر در سنین 3-1 هفتگی دیده می شود ولی حتی ممکن است در روز اول تولد نیز تظاهر کند .دوره نهفته بیماری در عفونت تجربی بین 5 تا 40 روز با حد متوسط 21-9 روز است .در جوجه هائی که از تخم های الوده متولد شده اند این دوره 1 تا 7 روز و دوره نهفته در اثر آلودگی با تماس مستقیم  21-12 روز است .در ابتدای شروع بیماری جوجه های مبتلاحالت کسالت را در چشمان خود ظاهر کرده و یا دارای عدم تعادل و اشکال حرکت می باشند که در موقع تحریک جوجه بحرکت بهتر مشخص می شود .کم کم جوجه مایل است روی عضلات ران خود بنشیند و در حرکات سریع کنترل خود را از دست می دهد و بالاخره روی عضلات پهلو و یا خلفی می افتد .بعضی جوجه ها از حرکت امتناع کرده یا روی مفصل خرگوشی و یا ساق پا راه می روند .معمولاً یک یا دوبال جوجه مبتلا افتاده لرزش سر و گردن با شدت های متغیر ظاهر می شود که ممکن است در دوره ای از زمان بدون فواصل منظم ظاهر شود .این لرزش را در صورت نگهداشتن جوجه در دست بهتر می توان حس کرد. عدم تعادل معمولاً قبل از لرزش ظاهر می شود ولی ممکن است فقط لرزش و یا فقط عدم تعادل مشاهده شود .با افزایش شدت نشانیهای جوجه مبتلا نمی تواند حرکت کند و از غذا افتاده و در اثر ضعف و لاغری تلف می شود .بعضی جوجه ها ممکن است زنده بمانند و به سن بلوغ برسند که ممکن است در بعضی از آنها کوری و در نتیجه تیرگی و یا آبی شدن عدسی یک یا هر دو چشم ظاهر شود .مرغ مبتلا به کاتاراکت سر را در زاویه ای نگه می دارد که بنظر می رسد از یک چشم می بیند  .ممکن است جوجه های حاصله از این مرغان نیز در سنین بلوغ این علائم را نشان دهند .در صورت ظهور بیماری در گله بالغ کم شدن میزان تخم گذاری و پائین آمدن نطفه داری و قدرت جوجه درآری مشاهده می شود .


جراحات کالبد گشائی :

در این بیماری عارضه مشخصی در روی لاشه مشاهده نمی شود و جراحات منحصراً ریزبینی و در اعصاب مرکزی و احشاء می باشد .اعصاب سطحی جراحتی را نشان نمی دهند .آسیب ها در مغز و نخاع متناسب با شدت و ضعف بیماری علائم گلیوز (Gliosis) سرتاسری یا موضعی و نفوذ لمفوسیتها در اطراف عروق و استحاله نورنها است .افزایش کانونهای لمفاوی در عضله قلب، پیش معده، لوزالمعده و سنگدان نیز مشاهده می شود .استحاله نورنها بخصوص در سلولهای شاخ قدامی نخاع شوکی در ناحیه لومبوسارکال مهمترین نشانی است .


تشخیص

تشخیص براساس تاریخچه گله و نشانیهای درمانگاهی و آسیب شناسی است .چونکه اعصاب آلوده بعد از مرگ زود فاصد می شوند بنابراین برای تشخیص های آسیب شناسی باید زود اقدام کرد .ضمناً می توان بیماری را در گله مادر با آزمایش سرم خون از نظر وجود پادتن خنثی کننده یا با آزمایش تعیین حساسیت جنین نسبت به ویروس با تزریق به تخم مرغهای نطفه دار تشخیص داد .بیماری را باید از بیماری نیوکاسل، آنسفالیت اسبی، بیماری های تغذیه ای مثل آنسفالومالاسی، نرمی استخوان و کمبود ریبوفلاوین و بیماری مارک تمیز داد .


پیشگیری و کنترل

درمان موثری وجود ندارد .اصلاح و مدیریت، تغذیه کافی و محیط مناسب و جدا کردن و از بین بردن مبتلایان ممکن است تا اندازه ای از شدت بیماری بکاهد .مرغان مادر را قبل از به تخم آمدن باید به یکی از طرق زیر در سنین بین 18-12 هفتگی یعنی قبل از تخم گذاری واکسینه کرد .

1-واکسیناسیون با ویروس زنده از راه تزریق در داخل نسوج بال و یا داخل عضلانی .این ویروس از طیور مایه کوبی شده بمدت چند هفته دفع می گردد .بنابراین می توان در گله تعدادی را (حداقل 4 درصد) واکسینه کرد .در نتیجه به بقیه طیور نیز ویروس منتقل می گردد ولی نباید این گله در مجاورت گله های تخم گذار باشد چون آنها نیز آلوده شده و میزان تخم مرغ و نطفه داری و قدرت جوجه درآوری کاسته می گردد .

2- مصرف واکسن زنده همراه با آب آشامیدنی، به این طریق نیز طیور ویروس را منتشر می کنند .این طریق نیز نباید در گله های تخمگذار بکار رود و بطور کلی نمی توان از ویروس زنده در گله های تخمگذار استفاده کرد .از این طریق واکسیناسیون امروزه در ایران استفاده می شود .ایمنی حاصله از این دو نوع واکسیناسیون برای مدت یک دوره معمولی تخمگذاری دوام دارد که البته بستگی به سن، سلامت ووضعیت پرنده دارد .

3-واکسن غیر فعال که بیشتر در گله های تخمگذار و یا گله های موجود در مناطقی که بیماری شیوع کمی دارد از راه تزریق عضلانی استفاده می شود .

اخیراً واکسنهای دوتائی همراه با نیوکاسل و سه تائی همراه با نیوکاسل و برونشیت عفونی که از ویروسهای غیر فعال ساخته شده و از راه تزریق عضلانی مصرف می شود به بازار عرضه شده اند .بطور کلی واکسیناسیون در جوجه های حاصله از مادران ایمن به علت وجود ایمنی پاسیو نباید تا سن 10-8 هفتگی انجام گیرد چون ممکن است ایمنیت قطعی در آنها ایجاد نشود ولی جوجه های حساس را می توان از سه هفتگی به بعد واکسینه کرد چون دیگر بعد از این سن علائم بیماری را نشان نداده و در حقیقت بیماری نمی شوند .ایمنی حاصله بعد از مایه کوبی 18 ماه دوام داشته و این ایمنیت به جوجه های حاصله از این گله نیز منتقل شده و آنها را تا سن 8 هفتگی ایمن نگه می دارد .



منبع مورد استفاده :

دکتر محمد حسن بزرگمهری- بیماری های طیور ، انتشارات واحد فوق برنامه دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی ، چاپ اول ، تهران، فروردین 1364.

(استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع بلامانع است)








تاریخ : شنبه 93/2/27 | 8:55 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

 

پرورش بلدرچین


 

از لحاظ جانورشناسی بلدرچین به راسته مرغان، خانواده قرقاول ، زیر خانواده مرغان مزرعه و گونه بلدرچین تعلق دارد. در حالت کلی دوگونه بلدرچین ژاپنی و اروپائی بسیار مورد توجه هستند که میان این دو گونه رابطه بسیار نزدیکی وجود دارد. بلدرچینهای ژاپنی بیشتر در جزایر ژاپن پراکنده هستند و نوع وحشی این پرنده به صورت جفت در تابستان در شمال و در زمستان در نواحی جنوبی جزیره زندگی می کنند در حالیکه بلدرچینهای اروپائی از گسترش وسیعی در اروپا، سیبری، ایران، ترکیه، چین و مصر برخوردار هستند. با این حال شباهتهای بسیاری بین بلدرچین ژاپنی و اروپائی وجود دارد و تنها تفاوت آنها در اندازه بدن و جثه می باشد به گونه ای که بلدرچین اروپائی دارای طول بدن 18 سانتیمتر و بلدرچین ژاپنی دارای طول بدن 15 سانت می باشد.

ویژگیهای عمومی بلدرچین

به طور کلی بلدرچینها پرندگانی پرطاقت، نیرومند و مقاوم می باشند و می توانند در گستره وسیعی از مناطق با آب و هواهای گوناگون رشد و تولید مثل نمایند که این توانائی ناشی از قدرت سازگاری بالای آنها با شرایط گوناگون محیطی می باشد.

بلدرچین دارای مقاومت خوبی نسبت به شرایط نامساعد محیطی بوده و در محیطهای مختلف به راحتی سازگار می گردند. این پرندگان سریعاٌ رشد می کنند بطوریکه سن بلوغ در این پرندگان پائین بوده و در سن 1/5 تا 2  ماهگی به بلوغ کامل جنسی می رسند که در این هنگام وزن پرنده نر به 150 -120 گرم و ماده ها به 180 – 150 گرم می رسد. ( وزن پرنده بسته به نوع، نژاد و نوع سیستم پرورش می تواند متفاوت از اعداد ارائه شده باشد.)

این پرنده پس از رسیدن به سن بلوغ به مدت حدود 6- 4 ماه تخمگذاری خواهد کرد که متوسط تخمگذاری در این مدت حدود 100 عدد تخم خواهد بود که از این تعداد حدود 75- 70 درصد به جوجه تبدیل خواهند شد.

جوجه های بدست آمده از گله مادر پس از گذشت 45 -35 روز به وزن کشتار می رسند و در این هنگام وزن متوسط لاشه در آنها می تواند بسته به نوع و نژاد از 140 گرم الی 220 گرم متغیر باشد.
در یک جمع بندی ساده می توان نتیجه گرفت که مجموع عواملی نظیر: سن بلوغ پائین، سن کشتار مناسب، کیفیت مطلوب گوشت، هزینه های ثابت و جاری مناسب در مقایسه با دیگر شاخه های دامپروری و همچنین مقاومت بالای پرنده به شرایط نامساعد محیطی، پرورش بلدرچین را تبدیل به صنعتی سودآور نموده که امروزه مورد توجه بسیاری از پرورش دهندگان در سراسر جهان قراردارد.

میزان تخمگذاری در بلدرچینها بالا و در حدود 250 عدد در هر سال می باشد. بلدرچین ماده د رسن 60 -50 روزگی به اوج تولید تخم می رسند. متداولترین نژاد در پرورش صنعتی این پرنده نژاد کوترنیکس ژاپنی (COTURNIX) می باشد که در سال حدود 200 تخم گذاشته و در سن 40 روزگی نیز به وزن کشتار 250 گرم می رسند.

از لحاظ ظاهری بلدرچین ماده درشت جثه تر از بلدرچین نر بوده و پرهای سینه اش نیز خالدار می باشند در حالیکه بلدرچین نر دارای پرهای سینه ای به رنگ قهوه ای می باشد.

سیستمهای رایج پرورشی

پرورش بلدرچین عموماٌ بصورت بسته و بدون چراگاه بوده و در این حالت پرورش مادرها در پن های مخصوص و پرندگان گوشتی ها در قفس انجام می گیرد و به طور کلی مناسبترین و سودآورترین حالت جهت پرورش این پرنده احداث مزرعه ای کامل و دارای قسمتهای زیر می باشد:

1- قسمت پرورش گله مادر

2- جوجه کشی

3- پرورش گله گوشتی

4- کشتار و بسته بندی

سیستم فوق به شما این امکان را می دهد که بهترین کنترل را بر روی عوامل گوناگون موثر بر کیفیت و کمیت تولید داشته باشید و در نتیجه سودآوری بیشتر را برای پرورش دهنده تضمین گردد.
جهت پرورش بلدرچین روشهای گوناگونی وجود دارد که بنا به نوع آب و هوا، نوع مدیریت و مکان اجرای پروژه می توان به یکی از این روشها عمل نمود.

متمرکزترین حالت جهت پرورش این پرنده استفاده از قفسهای ویژه پرورش برای مادرها و پرندگان پرواری می باشد. حسن این روش در این است که کنترل بلدرچینهای حساس خصوصاٌ در مواقع بروز استرس و ترس راحت تر می باشد.

جهت پرورش پرندگان گوشتی می توان از قفسهائی به ابعاد 100 * 40 سانتیمتر و ارتفاعی در حدود 16 – 15 سانت استفاده کرد که معمولاٌ 170 – 140 قطعه جوجه را در سنین یک تا دو هفتگی می توان در چنین قفسهائی نگهداری کرد.

معمولاٌ می توان بلدرچینها را در سنین 4 -3 هفتگی در قفسهائی 8 -7 طبقه که بر روی هم استقرار یافته اند انتقال داد. همچنین جهت بسترسازی مناسب، کف قفسها را در هفته اول با کاغذ یا مقوای نازک می پوشانیم و در چند روز اول غذا را بر روی کاغذ پخش می کنیم و سپس از طریق دانخوریهای ویژه که در جلوی قفسها نصب شده اند جهت تغذیه استفاده می کنیم.

جهت تامین آب مورد نیاز می توان از آبخوریهای نیپل استفاده نمود ( یا آبخوریهای ناودانی با دهانه بسیار تنگ). پس از گذشت 45 -40 روز می توان بلدرچینهای پروار شده را به کشتارگاه انتقال داد.
همچنین جهت پرورش گله مادر می توان بخشی از جوجه های تولیدی را که از لحاظ داشتن خصوصیات تولیدی مناسبتر از بقیه به نظر می رسند جدا و بوسیله شماره های ویژه ای علامت گذاری نمود، سپس در سن 6 هفتگی پرندگان مذکور را به قفسهای مخصوص تخمگذاری انتقال می دهیم که این قفسها معمولاٌ دارای ابعادی در حدود 15 * 15 سانتیمتر و ارتفاع 15- 13 سانت می باشند. البته هنگامیکه تولید تخم بارور مدنظر باشد می توان از قفسهائی به ابعاد 25 -15 سانت برای هر 20 قطعه پرنده استفاده نمود که در این حالت پرندگان را با نسبت نر به ماده 1 به 3 پرورش می دهند.

به طور کلی و صرفنظر از نوع سیستم پرورش، جهت نیل به حداکثر بازدهی بایستی موارد زیر را در نظر داشت:

- اجتناب از هرگونه حمل و نقل بی مورد

- فراهم نمودن محیطی آرام و دور از استرس

- اعمال برنامه کاهش تدریجی دما

- تامین نور کافی و استفاده از برنامه نوری مناسب

- استفاده از جیره های بالانس شده و با کیفیت

- رعایت کلیه اصول بهداشتی

روش تعیین جنسیت

تشخیص جنسیت بلدرچینها در 3 هفته اول زندگی بسیار مشکل و توام با خطای زیاد است ولی بعد از سه هفتگی شناسائی به طور واضح امکان پذیر می باشد، بدین صورت که در بلدرچینهای نر، پرهای گردن قهوه ای و پرهای سینه قرمز مایل به قهوه ای روشن (حنائی) بوده در حالیکه در بلدرچین ماده پرهای گردن و سینه روشن و با لکه های سیاه رنگ به شکل نقطه ها یا نوارهائی ظاهر می شوند.

 

روش دیگر تشخیص این است که، بلدرچینهای نر دارای غده ای در کلواک است که به اندازه تقریبی یک فندق در قسمت بالای کلواک قرار دارد و در اثر فشار و تحریک کف سفیدی از آن ترشح می شود که نباید با ترشح اسپرم اشتباه گرفته شود. البته روشهای دیگری جهت تفکیک جنس نر و ماده با بالای 90 درصد اطمینان وجود دارد که نیازمند تبحر و تجربه خاصی می باشد.

بلدرچین و جوجه بلدرچین

انتخاب گله های مادر

مناسبترین پیشنهاد جهت تشکیل گله های مادری و بدست آوردن تخمهائی با درصد نطفه داری بالا استفاده از ترکیب گله 1 نر به ازای هر 6- 3 ماده می باشد که در این حالت بیشترین احتمال جهت تولید تخمهائی با نطفه داری مناسب وجود دارد.

در هنگام شروع کار می توان از سه روش معمول جهت تشکیل گله استفاده کرد که عبارت اند از:

1- خرید تخمهای نطفه دار و جوجه کشی در سایت

2- خرید جوجه های مادر یکروزه

3- خرید نیمچه های آماده تخمگذاری

بایستی توجه داشت که هرکدام از موارد بالا دارای نقاط ضعف و قوت خاص خود هستند و انتخاب یکی از آنها برای شروع کار منوط به در نظر گرفتن عوامل گوناگونی است.

به طور مثال در موارد 1 و 2 با اینکه میزان سرمایه اولیه مورد نیاز کمتر از حالت سوم می باشد اما تنها هنگامی پیشنهاد می گردد که شما بعنوان یک پرورش دهنده داری تجربه کافی در جوجه کشی و پرورش جوجه یکروزه باشد که در غیر اینصورت با مشکلات جدی در کار مواجه خواهید شد.
و اما در حالت سوم با وجود اینکه در ابتدای کار شما نیاز به سرمایه گذاری بیشتری جهت خرید پرندگان مادر دارید، اما ریسک کمتر و مدت زمان سریعتری که برای رسیدن به تولید صرف می شود امکان بهره برداری سریعتر را به شما خواهد داد.

حال صرفنظر از روشهای سه گانه پیشنهاد شده و اینکه کدامیک از آنها بیشتر با شرایط شما سازگار هستند باید به اساسی ترین نکته نیز اشاره کرد و آن این است که در هر حال سعی نمائید با انتخاب مناسبترین نژاد از لحاظ میزان تولید تخم، داشتن وزن کشتار بالا، دارا بودن ضریب تبدیل پائین، دارا بودن بیشترین سازگاری با اقلیم طبیعی منطقه و مقاومت مناسب نسبت به عوامل نامساعد محیطی از معتبرترین مزارع، گله ای خوب با قابلیت های ژنتیکی بالا و توانائی تولید مناسب را تشکیل دهید و مطمئن باشید که صرف هرگونه هزینه منطقی در این گام متضمن سودآوری بیشتر مجموعه شما خواهد بود.

با وجود تمامی موارد گفته شده، انتخاب مناسبترین روش جهت راه اندازی یک مزرعه منوط به بررسی کامل شرایط محیطی، فنی و اجرائی پروژه می باشد که در اینخصوص بایستی از کارشناسان خبره فن یاری گرفت.

تخم بلدرچین

تخمگذاری و تولید مثل

به کلی بلدرچینها پرندگانی با میزان تخمگذاری بالا بوده و در هر سال در حدود 260 – 250 تخم می گذارند که این امر در شرایط طبیعی و بدون نوردهی مصنوعی در ماه های فروردین تا شهریور اتفاق می افتد و در این شرایط تعداد تخمهای گذاشته شده برابر با 100 -50 عدد است که با اعمال برنامه های تغذیه ای مناسب و نوردهی مطلوب می تواندتا 270 تخم در سال افزایش یابد.

کرچ شدن در بین بلدرچینهای اهلی در حد وسیعی کاهش یافته به گونه ای که این پدیده به ندرت در آنها دیده می شود.

تخم بلدرچین که در حالت طبیعی حدود 10 گرم وزن دارد در حالت صنعتی به 12 گرم افزایش وزن یافته است.

جهت تشکیل گروه های تولید مثلی معمولاٌ به ازا هر 4-3 قطعه ماده یک پرنده نر در نظر می گیرند. البته بهترین نتیجه باروری از نسبت 1 نر به 1ماده بدست می آید ولی در شرایط صنعتی عملاٌ نسبت 1 به 3 اجرا می گردد.

جفتگیری بلدرچین از سن 6 هفتگی آغاز و در زمان 4 هفته اول پس از بلوغ درصد باروری به حدود 100-90 % بالغ می گردد. این روند د ر8 ماهگی به 80 % و پس از گذشت 11-9 ماه به 70-60% می رسد.
پس از هر بار جفتگیری، بلدرچینهای ماده به مدت 6-5 روز و گاهی حتی تا 12-10 روز تخم بارور می گذارند.

نگهداری تخمها در انبارهائی با درجه حرارت 15-13 درجه سانتیگراد و رطوبتی در حدود 60-50% و به مدت 8 روز انجام می گیرد. البته بایستی توجه داشت که نگهداری طولانی مدت تخمها تاثیر منفی بر قابلیت جوجه درآوری آنها خواهد داشت. همچنین پیش از انبار کردن تخمها باید آنها را بوسیله گاز فرمالدئید یا اشعه ماورا بنفش ضدعفونی نمود.

قدرت جوجه درآوری تخمهای بارور بین 80-70% و یا به عبارتی معادل 70-50% تخمهای گذاشته شده خواهدبود که البته این امر بستگی بسیار زیادی به سن پرندگان خصوصاٌ پرنده ماده، شرایط فنی و بهداشتی جوجه کشی، تغذیه و مواردی از این قبیل خواهد داشت.

دوره جوجه کشی بلدرچین به طور متوسط در حدود 17 روز به طول می انجامد ولی اگر جنین رشد اولیه داشته باشد این زمان به 15 روز تقلیل خواهد یافت.

حرارت داخلی در انکوباتور باید در حدود 37/8 درجه سانتیگراد و رطوبت در حدود 65-60 % و در هچر دما 37/5 – 37/3 و رطوبت حدود 90-80% تنظیم گردد ضمن اینکه چرخش تخمها نیز هر 3- 1 ساعت یکبار انجام می گیرد.

مکان تشخیص نطفه داری در تخمهای لکه دار و سفید متفاوت است به گونه ای که در تخمهای لکه دار امکان تشخیص رشد جنینی از روز هشتم و در تخمهای سفید در روز دوم و سوم میسر است.
جوجه های بدست آمده در حدود 8-7 گرم وزن دارند که البته وزن اولیه تخم نیز در این میان بسیار موثر خواهد بود.

تلفات جنینی در هنگام جوجه کشی بیشتر در 3 روز اول انکوباسیون و یا در مدت کوتاهی پیش از تفریخ پیش می آید که این امر بستگی زیادی به تلاقی خویشاوندی، سن بالای والدین و نیز مدت طولانی انبارداری و همچنین صدمه دیدگی پوسته تخم دارد.

برنامه نوری

اعمال یک برنامه نوردهی دقیق و مناسب برای بلدچینها امری بسیار ضروری و مهم می باشد. به طور کلی بهتر است شدت نور در شروع رشد در حدود 70-60 lux در نظر گرفته شده و در هفته سوم به 10 lux برسد و مدت روشنائی اعمال شده نیز حداقل 18-16 ساعت باشد.

شایان ذکر است که طبق برخی مطالعات انجام یافته گروهی از پرورش دهندگان زمان 23 نوردهی را اعمال می نمایند و حتی در برخی مزارع صنعتی ایتالیا از برنامه 24 نوردهی استفاده می گردد.

بایستی در نظر داشت که در هر حالت جهت دستیابی به حداکثر میزان تخم، اعمال 18 -16 ساعت روشنائی ضروری می باشد. همچنین جالب است بدانید بر اساس برخی گزارشها اعمال 24 ساعت نوردهی سبب تسریع بلوغ جنسی می گردد در حالیکه 18 -16 ساعت نوردهی سبب تاخیر در بلوغ جنسی خواهد شد.
البته جهت پرورش بلدرچینهائی که تنها به خاطر تولید گوشت پرورش داده می شوند اعمال 8 ساعت نوردهی با شدت کم نیز کافی خواهد بود.

جمع‌آوری تخم‌های نطفه‌دار

جمع‌آوری تخم‌های نطفه‌دار یک بار حدود ساعت نه شب و بار دیگر صبح روز بعد انجام می‌شود. هنگام جمع‌آوری و حمل تخم‌های نطفه‌دار باید بسیار دقت کرد. زیرا پوسته تخم‌ها بسیار نازک است و به آسانی می‌شکند.

تخم‌ها را باید طوری در شانه‌ای مناسب و تمیز قرارداد که انتهای پهن تخم به طرف بالا باشد تا نطفه به پوسته نچسبد. تخم‌هایی که برای جوجه‌کشی در نظر گرفته می‌شوند باید تمیز باشند. همچنین دارای شکل طبیعی، اندازه متوسط و پوسته خوب باشند.

نگهداری تخم‌های‌ نطفه‌دار

تخم‌های مخصوص جوجه‌کشی را نباید به مدت طولانی نگهداری کرد. بیشترین زمان ممکن برای نگهداری تخم‌ها 5 تا 7 روز است. در این مدت هم باید در دما و رطوبت مناسب در سردخانه نگهداری شوند. اگر تخم‌ها بیشتر از یک هفته خارج از دستگاه جوجه‌کشی نگهداری شوند، توانایی جوجه‌کشی به سرعت کم می‌شود.
در تمام مدت نگهداری تخم‌ها، باید آنها را طوری قرارداد که انتهای پهن آن به سمت بالا باشد. دمای مناسب برای نگهداری تخم‌ها در سردخانه دوازده و نیم تا پانزده و نیم درجه سانتیگراد است. همچنین رطوبت مناسب باید هفتاد و پنج تا هشتاد درصد باشد. اگر رطوبت کمتر از این مقدار باشد، رطوبت موجود در تخم بخار می‌شود. اگر هم رطوبت بیشتر از این مقدار باشد، احتمال آلودگی تخم‌ها به وسیله قارچ زیاد می‌شود.

آماده سازی تخم‌های نطفه‌دار

برای انتقال دادن تخم‌ها از سردخانه به درون دستگاه جوجه‌کشی ابتدا باید آنها را به مدت شش ساعت در دمای معمولی نگهداری کرد. سپس تخمها را درون دستگاه جوجه‌کشی قرار داد. اگر تخم‌ها را پس از بیرون آوردن از سردخانه فوراً در دستگاه جوجه‌کشی قرار بدهیم، روی پوسته تخم‌ها قطره‌های آب جمع می‌شود. یعنی تخم‌ها عرق می‌کنند. برای جلوگیری از عرق کردن تخم‌ها باید پوسته تخم کم‌کم در دمای معمولی گرم شود.

به علاوه، قبل از انتقال تخم‌ها به دستگاه جوجه‌کشی باید تخم‌هایی که دارای شکل و اندازه مناسب نیستند، کنار گذاشت. تخم‌های کثیف را باید با کاغذ سمباده یا یک پارچه پشمی زبر تمیز کرد. کار ضدعفونی تخم‌ها به وسیله گاز فرمالدئید انجام می‌شود. این گاز از واکنش بین پرمنگنات پتاسیم و فرمالین به وجود می‌آید.

انتقال به دستگاه جوجه‌کشی

طول دوره جوجه‌کشی برای بلدرچین 17 تا 18 روز می‌باشد. تخم‌ها از روز اول تا روز چهاردهم در دستگاه ستر قرار می‌گیرند. از روز پانزدهم تا روز هجدهم نیز در دستگاه هچر قرار داده می‌شوند. درجه حرارت دستگاه جوجه‌کشی بین 37/2 تا 37/7 درجه سانتیگراد تنظیم می‌شود. رطوبت دستگاه نیز باید 58 تا 60 درصد باشد.

در چهارده روز اول، تخم‌های هر دستگاه ستر باید روزی سه تا هشت بار چرخانده شوند. با این کار، از چسبیدن جنین به پوسته جلوگیری می‌شود. اما در دستگاه هچر عمل چرخاندن انجام نمی‌شود تا جنین در محل مناسب برای خارج شدن از پوسته قرار بگیرد.

باید توجه داشت که واردکردن هوای تازه در دستگاه جوجه‌کشی برای سلامت جنین‌های درون تخم‌ها بسیار مهم است.

درجه حرارت مورد نیاز

بلدرچینها در روزهای نخستین عمر به دمای حدود 38- 36 درجه سانتیگراد نیاز دارند که این دما باید به کمک منابع حرارتی مناسب تامین گردد. در سن 7- 6 هفتگی 24- 22 درجه دما مورد نیاز می باشد.
البته بسته به شرایط محیط پرورش می توان پرندگان را در حرارت 36- 35 درجه سانتیگراد نگهداری و به تدریج در عرض 3 هفته به دمای 24 درجه سانتیگراد پائین آورد.

بلدرچین ...

پرورش بلدرچین گوشتی

پرورش بلدرچین برروی بستر و یا در قفس ممکن است انجام شود. قفس‌های مورد استفاده تا هشت طبقه ساخته می‌شوند. بلندی هر طبقه حدود بیست سانتیمتر و مساحت آن حدود0/5 تا 0/8 مترمربع است.
هر جوجه بلدرچین به حدود 150 سانتیمتر مربع جا نیاز دارد. بنابراین در چنین قفس‌هایی سی تا چهل جوجه بلدرچین جا می‌گیرند. در یک طرف این قفس‌ها آبخوری و در طرف دیگر دان خوری‌ها قرار داده می‌شوند.

پرورش بلدرچین در قفس بهتر از بستر است، زیرا در یک فضای کم می‌توان تعداد بیشتری جوجه بلدرچین نگهداری کرد. اما در صورت استفاده از قفس باید دقت کرد. چون تعداد زیادی بلدرچین در یک جای کوچک قرار دارند، باید به طور مرتب، هوای تازه در محیط وارد شود. این کار برای کم کردن حرارت اضافی، رطوبت و گازهای زیان آور است. دمای سالن پرورش جوجه بلدرچین در روز اول باید 35 درجه سانتیگراد باشد. سپس هر چهار روز یک بار، سه درجه سانتیگراد دما کم می‌شود تا به بیست و یک تا بیست و دو درجه سانتیگراد برسد. نور در سالن پرورش در دو هفته اول باید به صورت تمام وقت یعنی 24 ساعته باشد. پس از آن مدت 12 ساعت در روز سالن روشن خواهد بود.

بهتر است جوجه بلدرچین‌های نر و ماده به صورت جدا از هم نگهداری شوند. وقتی بلدرچین‌ها به سن دو تا سه هفتگی می‌رسند، می‌توان نر و ماده را از هم تشخیص داد. در این سن پرهای سینه نرها به رنگ قرمز مایل به قهوه‌ای است. ماده‌ها نیز دارای پرهای سینه‌ای به رنگ خاکستری با خال‌های سیاه هستند.

 

 






تاریخ : سه شنبه 92/11/8 | 4:16 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

این بیمارى مخصوص پرندگان، ماکیان، بوقلمون، قنارى، طوطى، مرغابى آناکرکا (وحشى) است ولى در پستانداران منجمله انسان نیز نوعى از آن گزارش شده است. پرندگان آبزى تنها بصورت ناقل (بدون علائم کلینیکى) به نیوکاسل مبتلا میشوند.
حدت بیمارى در درجه اول براى ماکیان و در درجة دوم براى بوقلمون است.


ویروس نیوکاسل
عامل بیمارى نیوکاسل پارامیکسوویروس تیپ 1 از خانواده پارامیکسوویریده، به اندازة 600-180 میلى میکرون ، واجد RNA و غشاء لیپوپروتئینى است و فعالیتهاى همولیتیکى، نورآمینیدازى، هماگلوتینین و خنثى شدن ویروس تماماً بوسیلة غشاء لیپوپروتئینى است.
پارامیکسوویروس 1 تنها سروتیپ بیماریزاى شناخته شده از نه سروتیپ پارامیکسوویروس پرندگان است. این ویروس داراى اشکال متفاوتى از رشته اى تا کروى است و سطح آن را رشته هائى به طول 8 نانومتر پوشانیده است.
براساس حدت ویروس (زمان کشتن جنین در تزریق حفره آلانتوئیک یا زمان کشتن جوجه در تزریق داخل مغزى) سه دسته ویروس نیوکاسل وجود دارد:
1- سویه هاى Velogenic : سویه بسیار حادى که در عرض کمتر از 60 ساعت جنین را میکشد.
2- سویه هاى Mesogenic : سویه نسبتاً حاد که در عرض 90-60 ساعت جنین را میکشد.
3- سویه هاى Lenthogenic : سویه کم حدت که در عرض بیشتر از 90 ساعت جنین را میکشد.

خواص ویروس

media/image2.png
الف ) هماگلوتیناسیون
ویروس نیوکاسل گلبول هاى قرمز تمام پرندگان و انسان را جذب میکند ولى گلبولهاى قرمز گاو و گوسفند، بز، اسب و خوک را جمع نمیکند. براى هماگلوتیناسیون در آزمایشگاه بطور روتین از گلبولهاى قرمز ماکیان (مرغ و خروس) استفاده میکنند.
به دو علت زیر حتماً نتیجة آزمایش را 30 دقیقه بعد از شروع آزمایش باید خواند:

1. خاصیت جمع کنندگى ویروس توسط آنزیم نورآمینیداز مترشحه از ویروس از بین میرود.
2. بعد از هماگلوتیناسیون به خاطر سازش غشاء ویروس با غشاء گلبول قرمز RBC لیزه میشود.
ب ) پادتن هاى خنثى کننده
پادتن هاى خنثى کننده ربطى به آنتى ژنهاى ویروسى ندارند بلکه هر چقدر قدرت تزاید ویروس در بافتهاى بدن افزایش یابد قدرت تولید پادتن توسط ویروس زیاد است. ویروس قدرت زیادى در تولید انترفرون دارد ولى انترفرون بر ویروس نیوکاسل اثر ندارد.
ج ) مقاومت ویروس
ویروس نیوکاسل مقاومت نسبتاً زیادى دارد و در 100 درجة سانتیگراد بمدت 1 دقیقه و در 37 درجة سانتیگراد براى ساعتها ، در 20 درجة سانتیگراد براى ماهها و در 8 درجة سانتیگراد براى سالها زنده میماند. بستر آلوده تا 2 ماه و لاشه آلوده (اگر اتولیز نکند و گند نزند = شرایط مناسب) 12 ماه ویروس را نگه میدارند. مقاومت ویروس در محیط خارج بستگى به محیط دارد مثلاً مدفوع بستر ، ترشحات بزاق ، مواد پروتئینى اطراف ویروس در افزایش مقاومت ویروس نقش دارند. مواد پروتئینى با جلوگیرى از رسیدن ماده ضدعفونى به ویروس و نیز با تجزیه و بى اثر کردن ماده ضدعفونى موجب حفاظت ویروس میشوند.
ویروس در سرما و رطوبت بالا بهتر حفظ میشود .
کشت ویروس نیوکاسل
تمام ویروسهاى نیوکاسل در حفرة آلانتوئیک تکثیر پیدا مى کنند .
فقط ویروسهاى حاد و بیماریزا در کشت بافت رشد مى کنند که اولین علامت رشد آن Hemabsorbtion است .
قدرت تزاید ویروس نیوکاسل در تخم مرغ جنین دار سویه هاى Velogenic و Lenthogenic بعلت حدت کمتر و قدرت تزاید کمتر در جنین حاوى پادتن از بین میرود و ویروس را نمى شود از این تخم مرغ جدا کرد .

بیماریزایى
براساس نوع سویه ویروسى ، حدت ویروس ، تعداد ویروس ، سن میزبان بیماریزایى فرق مى کند و اختلاف نژادى در ماکیان از نظر بیماریزایى ویروس نقشى ندارد . ویروس از راههاى گوارشى ، بینى و چشم شکل تنفسى و از راه تزریق فرم عصبى به بیمارى میدهد . وقوع بیماریها در تمام فصلها بخصوص فصل زمستان و تابستان دیده مى شود . کمبود ویتامین A ناشى از تشنگى و گرسنگى بمدت دست کم 24 ساعت نیوکاسل را شدیدتر مى کند . در فصل تابستان بعلت حساسیت مرغ به گرما فرم عصبى بیمارى بیشتر است . وجود آمونیاک حتى در مقادیر ppm 20 بمدت 4 تا 6 هفته و گرد و خاک زیاد نیوکاسل را بیشتر مى کند .
اپیدمیولوژى
سویه هاى Velogenic از موش (بصورت ناقل) جدا شده است . خرگوش در اثر تزریق دچار ویرمى میشود .
از سویة Lenthogenic خوک واکسنهایى تهیه شده است .
آلودگى در انسان بصورت ورم ملتحمه است . و حامل یا ناقل بودن انسان مشخص نیست .

انتقال
اصولاً انتقال ویروس نیوکاسل توسط ذرات معلق فضا است .
پرندة مبتلا بعد از 48 ساعت از تمام ترشحات بدن و مدفوع ویروس را دفع مى کند و آب ، غذا ، بستر ، هوا را آلوده مى کند . باد چندان نقشى ندارد ولى طوفان ذرات معلق را جابجا مى کند .
وسایل مکانیکى ، ماشین حمل غذا و جوجه کشى ، پودر گوشت و استخوان آلوده (آلودگى جانبى بعد از پروس) ، مرغهاى منجمد آلوده ، پرنده هاى مهاجر ، واکسنهاى تهیه شده از تخم مرغ جنین دار (آبله و برونشیت) سبب انتقال شده اند . مرغ مادر در حالت ویرمى زرده و پوسته (در کلوآک) را آلوده مى کند ولى ویروس در 5-4 روز جنین را مى کشد پس انتقال بصورت عمودى وجود ندارد .
اگر تخم مرغ جنین مرده در داخل هچرى بعلتى شکسته شود جوجه هاى سالم بدنیا آمده در هچرى را آلوده مى کند که انتقال Egg Transmision است و Vertical نیست . بهمین علت بهتر است در موقعى که گله مادر آلوده به نیوکاسل است از تخم مرغ آن براى جوجه کشى استفاده نشود .


علائم بیمارى نیوکاسل
دورة کمون 15-2 روز و بطور معمول 6-5 روز است و دورة بیمارى 14-10 روز مى باشد .
1) شکل Doyle Viscerotropic
بیمارى به سرعت پیش میرود و نشانیهاى تنفسى ، احشائى و عصبى وجود دارد . سویه Velogenic عامل آن است . نفس نفس زدن ، کاهش اشتها ، بیقرارى ، افزایش درجة حرارت (6-4درجة سانتیگراد تب مى کند) ، اسهال شدید سبز رنگ و تلفات 100-90% در عرض 6-5 روز در اثر خستگى شدید بدن .در مرغهاى مقاوم در اواخر دورة بیمارى فلجى پا ، فلجى بال ، انقباض عضلانى ، پیچش گردن به طرفین و پائین دو پا ، و لرزش عضلانى دیده میشود.
2) شکل Beache Penumoencephaly
در این فرم که Neuro tropic Velogenic نیز نام دارد علائم احشائى دیده نمى شود . فرم بسیار حاد تلفات بالا نفس نفس زدن ، تنفس مشکل ، صداهاى تنفسى ، پیچش گردن ، لرزش عضلانى ، انقباض عضلانى و فلجى پا و بال و کاهش شدید یا قطع کامل تخمگذارى . فرم Essex To : فرم تنفسى ، تنفس با دهان باز مثل لارنگوتراکثیت ، تلفات ناشى از ناتوانى تنفسى و به پشت افتاده میمیرند .
3) شکل Beaudette
سویه مزوژن دخالت دارد حدت بیمارى کمتر و علائم تنفسى – عصبى است . کاهش تخمگذارى بمدت 3-1 هفته وجود دارد که گاهى به حالت نرمال بر نمیگردد و تلفات از دو شکل بالا کمتر است عمده علائم تنفسى و شامل سرفه است .
4) شکل Hitchner
سویه لنتوژن دخالت دارد حدت بیمارى بسیار ضعیف و علائم تنفسى خیلى خفیف است . تلفات ندارد ولى زمینه ساز بیماریهاى باکتریایى دستگاه تنفس واقع مى شود .
5) Asymptomatic Form
هیچ نشانى و تلفاتى ندارد و فقط با آزمایش HI مشخص مى شود . در کشورهایى که نیوکاسل را ریشه کن کرده اند این فرم دیده مى شود . در ایران سویه Velogenic و فرمهاى Doyle و Beache مشکل ساز هستند .
کالبدگشایى
براساس حدت ویروس ، سویه ویروس ، میزان ویروس وارد شده ، سن ابتلاء ، نژاد و محیط جراحات از ضعیف تر تا حادتر مشاهده مى شود مثلاً در 50% لاشه ها بعلت حدت خیلى خیلى زیاد ویروس هیچگونه علائمى بجز از هیدراتاسیون و خشکى لاشه دیده نمى شود .
فرم Viserotropic
علائم گوارشى : خشکى لاشه ، تیرگى لاشه ، خونریزى هاى چربى قاعدة قلب و چربیهاى دیگر بدن ، خونریزیهاى Ptechy مانند در پیش معده و رأس غدد آن ، زخم رأس غدد پیش معده و گاهى خونریزى کامل معده ، خونریزى زیر غشاء سنگدان اولسرهاى فولیکول هاى لنفاوى روده (15-1 میلى متر) که بیشتر در قسمت خلفى شاخ دوازدهه ، محل دوشاخه شدن روده کور یا تانسیل هاى روده کور دیده مى شود و ممکن است در راست روده و کلوآک نیز اولسر دیده شود .
علائم تنفسى
ترشحات سروزى در بینى و ناى همرا خونریزى ، ترشحات کازئوزى در کیسه هاى هوایى و ضخیم شدن یک یا چند پردة کیسة هوایى اگر مرغ مبتلا تخمگذار باشد غشاء زرده پاره شده و محتویات آبکى آن محوطة بطنى را پر مى کند .
طحال در اکثر موارد متورم و گنجیدگى هایى داخل سلولهاى طحال دیده مى شود که در صورت خروج ویروس از بدن این گنجیدگیها دیده نمى شود .
در جنین حاصله از مرغان بیمار ، پرخونى و خونریزى عمومى بخصوص در کیسة زرده دیده مى شود .
فرم Pneumo encephali
علائم گوارشى وجود ندارد و علائم تنفسى دیده مى شود .
در لاشه اى که در اواخر بیمارى بوده است فرم عصبى دیده مى شود (فلجى بالها و . . .) که در کالبدگشائى هیچ نشانى دارد و فقط نکروز آندوتلیال عروق تمام بدن Prevaswlar Papiles در عروق مغز آن هم در هیستوپاتولوژى دیده مى شود .
تشخیص بیمارى نیوکاسل
سابقه ، علائم بالینى ، کالبدگشایى ، آزمایشگاه
علائم عصبى (فلجى بال و گردن و پا) : بیمارى مارک ، کمبود ویتامین E ، آنسقالومیلیت ، بعضى مسمومیت ها .
علائم تنفسى : برونشیت ، لارنگوترتکئیت عفونى ، آسپوژیلوز ، کویزا ، مایکوپلاسما ، وباى طیور ، طاعون مرغان .
تشخیص آزمایشگاهى
باید ویروس را جدا کرد و یا پادتن هاى ضد ویروسى را اثبات کرد .
نمونه بردارى در دورة کمون و ابتداى بیمارى انجام مى شود . در اواخر بیمارى بعلت وجود عیار بالاى پادتن جدا کردن ویروس مشکل است .
براى سویه غیرحاد لنتئوژن فقط در ابتداى بیمارى و تنها از دستگاه گوارش و تنفس نمونه بردارى مى شود . براى سویه حاد به شرط ابتداى بیمارى هر اندامى نمونه بردارى مى شود که مغز بعلت آلودگى کمتر به عوامل ثانوى ارجعیت دارد . بافت مغز را سلایه کرده و عصاره بدست آمده را به کیسه زردة جنین 11-9 روزه تزریق مى کنیم . تلفات 24 ساعت را به حساب ضربات مکانیکى میگذاریم و از تلفات بعد از 24 ساعت استفاده مى کنیم . به شرط شفافیت مایع آلاستوئیک آنرا با گلبول قرمز 1درصد مرغ مجاور مى کنیم ? در HA به نیوکاسل مشکوک مى شویم و براى تأئید آن مایع آلاستوئیک را با سرم اختصاصى ضد نیوکاسل مجاور مرده ? HA منفى و HI مثبت خواهد شد . (در صورت وجود بیمارى) پادتن هاى درخشان براى نشان دادن ویروس در بافتها و تست الایزا براى نشان دادن پادتن و اندازه گیرى آن کاربرد دارد . معمولاً پادتن ها 10-6 روز بعد از عفونت یا واکسیناسیون ظاهر شده ودر 4-3 هفته به حداکثر رسیده و تا 12-8 ماه بدن را از بیمارى مجدد محافظت مى کنند . پادتن هاى HA زودتر از پادتن هاى SN از بین میروند . براى نشان دادن پادتن هاى SN سرم مشکوک را با ویروس نیوکاسل مجاور کرده ? کشت منفى و CPE . براى نشان دادن پادتن هاى SN سرم مشکوک را با ویروس نیوکاسل مجاور کرده ? جنین تخم مرغ را نمى کشد .
پیشگیرى نیوکاسل
بدون رعایت بهداشت واکسیناسیون بیفایده است .
مدیریت کامل ، جلوگیرى از ورود و انتقال ویروس ، نگهدارى یک سن جوجه ها ، تهویه مناسب و . . . اهمیت دارند . اگر گله قبلى مبتلا بود ابتدا با یک سیستم قوى فشار هوا ، کلیّه مواد گرد و غبار سقف و دیوارها را زدوده و در کف میآوریم و بعد کود و بستر داخل سالن را در وسط سالن جمع کرده و روى آنها ماده ضدعفونى (فرمالین ، پرمنگنات ، ترکیبات کلره) ریخته و 10-7 روز بحال خود میگذاریم (گرماى ایجاد شده در داخل کود ویروس هاى زیادى را مى کشد) بعد کود را در خارج مرغدارى آتش زده یا در زیر خاک چال مى کنیم ، بعداً سالن را با تمام دانخورى ، آبخورى ، هواکش . . . شستشو و ضد عفونى کرده و سالن را با آبگرم و مایع ضدعفونى و فشار زیاد شستشو داده و بعد در و پنجره ها را بسته و با گاز حاصله از فرمالین و پرمنگنات 48-24 ساعت سالن را گاز میدهیم و بعد از آن 24 ساعت سالن را هوا داده و اقدام به پرورش گلّه جدید مى نمائیم .
برخى عقیده دارند بعد از ضدعفونى کامل سالن را یک ماه خالى نگه بدارند .
ضدعفونى کننده ها عبارتند از : هیپوکلریت سدیم ، سود ، پرمنگنات پتاسیم ، گاز فرمالین در زمستان براى بهتر اثر کردن ضدعفونى ، گرم کردن سالن لازم است .
واکسن هاى نیوکاسل
1) واکسن کشته (غیر فعال) :
از کشت ویروس حاد بر روى بافت یا جنین تخم مرغ و بى اثر کردن حاصله در اثر فرمالدئید 5% ، بتاپروپیولاکتون1% و یا کریستال و یوله بدست مى آید که با مواد دیر جذبى مثل Gel dealumine (براى ایجاد تیتر یکنواخت طولانى در بدن) همراه مى شود .
واکسن کشته حتماً باید تزریق شود و بهتر است قبلاً ویروس زنده را با بدن تماس دهیم . واکسن بسیار محرک و سوزاننده براى پوست انسان است . این واکسن با عمل انترفرانس بدن را حمایت مى کند (چند روز بعد از تزریق) و یک هفته بعد از تزریق ایمنى اختصاصى را به وجود مى آورد . استفاده از واکسن در گله هایى که عوارض تنفسى داشته اند و خسارات حاصله را کم مى کند .
2) واکسن زنده (فعال) :
از سویه هاى لنتوژن ( و Lasota تهیه مى شود) و مزوژن (Kumarov تهیه مى شود) واکسن زنده تهیه مى شود . در ایران سویه سنتوژن استفاده مى شود . سویه حدت کمترى دارد . رآسیون کمترى در بدن ایجاد مى کند و ایمنى زایى کمترى دارد و لذا در سنین پائین مناسب است و نیز در مواقعى که خطر بیمارى چندانى وجود ندارد استفاده مى شود . سویه Lasota حدت بیشترى دارد و ایمنى بیشترى میدهد و از آن در سنین بالا استفاده مى شود .
ایمنى در نیوکاسل
ایمنى سلولى 3-2 روز بعد از واکسن یا عفونت بوجود آمده و نقش چندانى در پیشگیرى از نیوکاسل ندارد .
ایمنى هوموردل 7 روز بعد از واکسن یا عفونت شروع شده و با ایجاد پادتن هاى SN و HI بر ضد غشاى ویروس مهمترین نقش را در پیشگیرى از نیوکاسل دارند . 12-8 ماه ایمنى ایجاد مى کنند که از راه زرده به جوجه میرسد و بسته به میزان پادتن هاى آن مدت زمان و سیر ایمنى جوجه را تعیین مى کند .
ایمنى موضعى در اثر پادتن هاى موضعى دستگاه تنفس ، اپى تلیال ناى و اپى تلیوم روده بوجود میآید و بهتر از ایمنى خونى یا هومورال بدن را از آلودگى تنفسى و هوایى ایمن مى کند .
پدیدة انترفرانس : اگر رسپتورهاى سلول براى ویروس توسط ویروسى دیگر مثل برونشیت پوشانیده شود ویروس نیوکاسل نمى اتواند روى سلول اثر بگذارد .
برنامه ریزى واکسیناسیون نیوکاسل
جوجه اى داریم که اگر ایمن باشد تنها ایمنى مادرى را دارد . در اینصورت تیتر پادتنهاى SN و HI در جوجة یکروزه بدست میآوریم . هر لوگ پادتن پاسیو 5/4 روز طول مى کشد تا از بین برود و یک جوجه در سنین پائین براى داشتن حداقل مقاومت باید حداقل 3 لوگ پادتن داشته باشد .
براى تعیین لوگ پادتن ، چون لوگ پادتنى تقریباً با جوجه چندان تفاوتى ندارد پس آزمایش HI انجام میدهیم و عیار رسوب گلبول قرمز را در اولین گوده برابر با لوگ پادتن میگیریم . حال اگر از این لوگ عدد 3 را کم کنیم و لوگ باقى مانده را در 5/4 ضرب نمائیم عددى بدست میآید که نشانگر مدت زمان مجاز براى عقب انداختن واکسیناسیون است . اولین واکسن از نوع خواهد بود .

تذکر : در 35 روزگى اگر عیار پادتن HI حدود 5/5 باشد واکسن بعدى در 8 هفتگى تکرار مى شود .
در 12هفتگى اگر عیار پادتن HI در حد 7 باشد واکسن بعدى تا 20هفتگى تکرار نخواهد شد و حذف میشود.
الگوى دوم : بدون تیتراسیون و به شرط وجود امکانات تزریق در سنین پائین این الگو استفاده مى شود .

نکاتى در مورد واکسیناسیون
در دورة تولید تخم مرغ (تجارتى و جوجه کشى) بخصوص در گله مادر تیترپادتن HI همیشه بالاى 9-8 باید باشد تا بدن را ایمن کند در غیر اینصورت واکسن Lasota مصرف مى شود .
تزریق واکسن در سنین پائین زیرجلد ، گردن و در سنین بالا تزریق عضلانى و زیر جلدى است .
واکسنهاى کشته توأم عبارتند از : نیوکاسل + گامبورو + EDS
در جوجه ها مصرف ندارند و در پاى تخم مصرف مى شود . ( براى صرفه جویى در وقت)
نیوکاسل +گامبورو + برونشیتIB
واکسن هاى زنده توأم عبارتند از : + که اصولاً براى بیماریهاى تنفسى ایمنى ضعیفى ایجاد مى کند و سعى بر آن است که همزمان انجام نشوند (پدیدة تعارض و حداکثر ایمنى براى یکى از بیماریها) .
داروهاى فورازولیدون و تتراسایکلین مانع ایجاد پادتن در سطح کافى مى شوند لذا 3-2 روز قبل از واکسیناسیون مصرف نمى شوند . واکسن Lasota از گله واکسینه شده به گله هاى دیگر سرایت مى کند و جوجه ضعیف رآکسیون شدیدى مى دهد .
راههاى مصرف واکسن
آبهاى سنگین و حاوى مواد معدنى و با PH متغییر و نیز حاوى مواد ضد عفونى واکسن را بى اثر میکند .
میزان آب مصرفى 12-10 لیتر برهر هزار جوجه 10 روزه است که هزار دوز واکسن در آن حل شده است . براى بقاى دوز شیر پس چرخ ، شیرچربى گرفته شده ، شیرخشک استفاده مى شود 10 لیتر از آن را در یک بشکه 200 لیترى آب ریخته (یا نیم کیلو در 200لیتر) ?چربى سطح آب را خارج کرده تا واکسن در چربى حل نشود? واکسن را اضافه مى کنیم و در دو نوبت به فاصلة 30-20 دقیقه آب را مى خورانیم . جوجه هاى گردن کلفت در دفعه اول آب را میخورند . در مرغ بالغ 40 لیتر آب براى هزار مرغ و هزار دوز واکسن لازم است .
مطمئن ترین و بهترین راه قطره چشمى است که همه جوجه ها واکسینه مى شوند میزان آب مصرفى 25-20 سى سى براى هزار دوز واکسن است . هر 50قطره یک سى سى است . قطره چشمى غدد هاردلین را که حاوى Bcell هستند تحریک کرده و پادتن هاى موضعى قبل از تولید پادتن خونى ایجاد مى شود درست مثل اسپرى . شاید بهترین راه ایمنى نیوکاسل اسپرى است که 95% جوجه ها واکسینه شده و پادتن هاى عمومى و موضعى (چشم و بینى) براى جلوگیرى از بیماریهاى تنفسى ، گوارشى و عمومى ایجاد مى کند و خطر آن در بیدار کردن باکترى هاى نهفته تنفسى بخصوص در گله هاى گوشتى است که اکثراً بطور مادرزادى به مایکوپلاسما آلوده اند . اسپرى در تخمگذار پرورشى و مادر انجام مى شود و باید در شب و خاموشى نور و خاموشى هواکش ها انجام شود و جوجه نیز ساکن و محیط بدون گرد و غبار باشد . میزان آب مصرفى در اسپرى برحسب دستگاه اسپرى ، تراکم و . . . فرق میکند . 1500-200سى سى براى هزار دوز بکار میرود . بعد از اسپرى 20 دقیقه صبر مى کنیم تا ویروس روى سر جوجه ها نشسته و بعد هواکش روشن مى شود .

درمان :
خارج کردن جوجه هاى مریض ، تراکم کمتر ، تهویه بهتر ، تحریک به اشتها (با افزودن ملاس چغندر به غذا که هم غذا را مرطوب و هم شیرین مى کند) ، واکسن اسپرى در ابتداى بیمارى که 60-50% گله مبتلا نشده اند و علائم کمبود اشتها ، تلفات زیاد وجود دارد . 10% دان خورده نمى شود و صداهاى تنفسى شنیده مى شود ، پدیدة انترفرانس با برونشیت دارد . براى درمان اولین کار تحریک اشتها به آب و غذا مى باشد.







تاریخ : دوشنبه 92/10/16 | 6:11 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

جیره های غذایی با دانه بالا و کربوهیدرات های قابل تخمیر و برای گاو های شیری باعث افزایش تولید شیر می شود اما این مسئله افزایش خطر اسیدوز نیمه حاد را نیز در پی خواهد داشت اسیدوز شکمبه ای نیمه حاد(SARA) به عنوان دوره ای از کاهش PH شکمبه به طور متوسط تعریف شده است.  (SARA) ممکن با لنگش و دیگر مشکلات سلامتی دیگر در کاهش تولید مرتبط باشد.  اگرچه تغییرات PH شکمبه به طور قابل ملاحظه ای در یک روز وجود دارد گاوها دارای یک سیستم رشد یافته ای هستند تا PH شکمبه انها در یک محدوده فیزیولوژیکی محافظت و نگهداری شوند.  به هر حال اگر تولید اسید از تخمیر بالا از بافر ( یعنی ماده ای که از تغییرات شدید PH جلوگیری می کند ) بیشتر باشد. تعادل PH شکمبه به هم می خورد. و PH شکمبه ممکن است تا حد زیادی از تعادل خارج شود.

خطر گسترش (SARA) می تواند به وسیله پذیرش یک رژیم غذایی که میان ماده ای که از تغییرات شدید PH جلوگیری می کند با تولید کم اسید چرب و تخمیر کربوهیدراتها تعادل ایجاد می کند کاهش می یابد. این تعادل می تواند به وسیله فراهم کردن فیبر کافی در رژیم غذایی که شامل تکه های بزرگی از الیاف است بدست بیاید به هر حال مقدار زیاد این ذره ها ممکن است  سرانجام به افزایش خطر (SARA) منتهی شود. سطح فیبر و ذرات بزرگ مورد احتیاج تا سلامتی شکمبه مورد محافظت قرار دهد بستگی به منابع فیبری دارد که مورد استفاده واقع می شود. (SARA) همچنین بستگی به تغذیه به منابع دانه ای و درجه فراوری دانه دارد. تغذیه بالا از دانه های با تخمیر بالا فیبر مورد نیاز را افزایش می دهد. دادن جیره غذایی بصورت اجزای جداگانه ای به نظر می رسد تا خطر (SARA) را نسبت به تغذیه جیره غذایی مخلوط افزایش دهد. همچنین شیوه های مدیریتی که باعث می شود گاو کمتر یا زیادتر بخورد یا خوراک های نامنظم و نامرتب ممکن است باعث افزایش میزان بروز(SARA) باشد. عوامل مدیرتی مهم شامل زمان تغذیه، پایداری زمانبندی تغذیه مکان خواب در دسترس می باشد. وقتی گاوهای شیری برای تولید زیاد تغذیه می شوند شیوه های مدیریت خوب دارای اهمیت است اگرچه وقتی عوامل مربوط به جیره بهینه هستند.

مقدمه

اسیدوز شکمبه ای نتیجه تغذیه با جیره های غذایی دانه ای در حیوانات نشخواکننده است. که این حیوانات با جیره هایی که دارای علوفه زیادی هستند به دلیل سیستم هضم و متابولیسم آنها سازش کردند در جیره که به مقدار زیادی دانه وجود دارد افزایش تولید شیر را به دنبال دارد حتی در  جیره های غذایی که شامل 75 درصد کنستانتره هستند. به هر حال تغذیه با جیره غذایی دانه ای تولید شیر را به صورت کوتاه مدت افزایش می دهدو خطراتی را که در طولانی مدت سلامتی گاو را تهدید می کند اساسا آن رابه  طور کامل خنثی می کند. در خطر افتادن سلامت گاو شیری به علت اسیدوز شکمبه ای فقط به دلایل اقتصادی دارای اهمیت نیست بلکه این مسئله برای راحتی و آسایش خود حیوان نیز مهم است. لنگش احتمالا مهمترین مسئله رفاهی حیوان در گله های شیری است. و اسیدوز شکمبه ای به عنوان یک عامل ریسک اصلی برای لنگش، مورد شناسایی وا قع شده است. لنگش ( همراه به عیب و نقص تولید مثل و تولید شیر پایین ) به طورعادی مهمترین دلیل زود رس یا غیر ارادی حذف  در گله های شیری است. بعلاوه اسیدوز شکمبه ای می تواند با سلامتی انسان به طور مستقیم درارتباط باشد. PHشکمبه ای و روده ای پایین به علت تغذیه با دانه خطر برای خونریزی داخلی اشرشیاکلای 0157:H7را افزایش می دهد. استفاده از علوفه برای جلوگیری از خونریزی قبل از تلف شدن حیوان چاره ساز است.

تولید  گاو شیری در بخش هایی با دانه های نسبتا ارزان و با اینکه هیچ محدودیتی نسبت به مقدار شیری که آنها می توانند مورد خرید و فروش قرار دهند و جود ندارد احتمالا بالاترین خطر برای اسیدوز شکمبه ای وجود ندارد. تلاش در جهت کاهش درصد چربی شیر می تواند با سهم محدودیتی که می تواند با اسیدوز شکمبه ای مورد شناسایی واقع شود برخورد کند. اقتصاد  تولید شیر تحت این شرایط همراهی با تغذیه با دانه می کند. به هر حال تولید کنندگان، متخصصین تغذیه و دامپزشکان ممکن است از ارزش سلامتی طولانی مدت اسیدوز شکمبه ای نا آگاه باشند بنابراین ممکن است تمایل به کاهش تغذیه با دانه نداشته باشند. بخش هایی از جهان که با دانه های نسبتا گران یا به علت سهم تولید شیر احتمالا، کمتر اسیدوز شکمبه ای را تجربه می کنند.به هر حال اسیدوز شکمبه ای همیشه امکان دارد در جایی که دانه ها یا علوفه با کیفیت خیلی بالا مورد مصرف به وسیله گاوهای شیری قرار می گیرد وجود داشته باشد.

انواع اسیدوز شکمبه ای

اسیدوز شکمبه به دو قسمت اسیدوز شکمبه ای حاد و تحت حاد تقسیم می شود به طور کلی کاهش PHشکمبه و افزایش اسید لاکتیک شکمبه را به همراه دارد این اغلب، نتایج مهلکی را آغاز می کند که PHشکمبه از 5 کمتر شود گاوهایی که جیره غذایی با دانه بالا را نمی پذیرند خصوصا در معرض اسیدوز شکمبه ای حاد هستند زیرا آنها جمعیت رشد یافته باکتری های تولید کنند اسید لاکتیک را ندارند زیرا پاپیلای شکمبه ممکن است کوتاه باشد و قادر نباشد مقدار زیادی از اسیدهای چرب فرار را جذب کند. شروع دوباره یک جیره غذایی با دانه بالا بعد از یکدوره محرومیت غذایی تا گاو آن را بپذیرد ممکن است باعث رهایی از اسیدوز شکمبه ای حاد شود محققان توانایی دارند تا بر اسیدوز شکمبه ای حاد به وسیله محرومیت غذایی 24-12 ساعته و بعد اجازه دسترسی به همان جیره غذایی که حیوان قبلا دریافت می کرده اند غلبه کنند. اسیدوز شکمبه ای نیمه حاد(SARA) تعریف می شود به عنوان دوره ای از کاهش PH شکمبه ای در حدود 5/5-5 که بین حاد و مزمن در طول مدت استمرار دارد. اسید لاکتیک درمایع شکمبه ای گاوهای شیری که تحت تاثیر (SARA) هستند به طور موافق قرار ندارد. پاپیلاهای ناپایدار شکمبه با اندازه 20 میلی متر می تواند یافت شود. اگر غلظت لاکتات شکمبه در طول یکروز به طور مداوم اندازه گیری شود کاهش PHشکمبه ای در گاوهای شیری با (SARA)  ظاهرا تنها به علت تجمع کلی اسیدهای چرب فرار (VFA) است. و به علت تجمع لاکتیک است.

فیزیولوژی PHشکمبه

کاهش PHشکمبه زیر سطح فیزیولوژیکی وقتی که نشخوارکنندگان مقدار زیادی از کربوهیدراتهای قابل تخمیر هستند را مصرف می کند( جیره های غذایی فاقد فیبر) . ظرفیت ذاتی هر گاو به بافرها و جذب اسیدی که PH شکمبه ای را بعد از مصرف مقدار زیادی کربوهیدراتهای قابل تخمیر پایین می آورد مشخص می شود. گاوهای شیری و گوشتی به نسبت مشابه ای در خطر (SARA) هستند. اگرچه گاوهای شیری به طور معمول با جیره های غذایی که دارای علوفه زیاد و فیبر قابل مقایسه با جیره غذایی گاوهای گوشتی هستندتغذیه می شوند آن به وسیله خوراک با ماده خشک ( DM) زیاد جبران می شود.دی پراباندر دریافت که افزایش ماده خشک خوراک مورد نیاز برای ساختمان فیزکی در جیره غذایی است. مصرف کلی کربوهیدراتهای فاقد فیبر ( NFV) اغلب شباهتی را میان گاوهای شیری و گوشتی فراهم کرده است. شیوع اسیدوز شکمبه ای در گله های شیری احتمالا در حدود همان است که در گاوهای گوشتی است. خوراک گاوها شیری از کربوهیدراتهای قابل تخمیر شکمبه ای به طور مساوی بستگی به خوراک از طریق ماده خشک و چگالی (NFC) در جیره های غذایی دارد. خوراک زیاد گاوهای شیری مربوط به کاهشPH شکمبه ای آنها است. داده های بالینی از گله های شیری که مورد بررسی واقع شده اند همچنین ثابت شده است که میزان ماده خشک خوراک عامل تعیین کننده در میزان PH شکمبه است.

با افزایش تولید شیر خطر کاهش PHشکمبه ای افزایش می یابد(شکل 1) . تغییرات PHشکمبه ای به طور قابل ملاحظه ای در طول یک روز و خصوصا به وسیله مقداری از کربوهیدراتها قابل تخمیر در هر وعده غذایی دیده می شود. افزایش دفعات تغذیه ممکن است کاهش نوسان PH شکمبه ای را از طریق تغذیه دستی در پی داشته باشد. اما می تواند همچنین منتهی به افزایش ماده خشک خوراک و در نهایت باعث کاهش معنی دار PH شکمبه ای شود. 24 ساعت بررسی PHشکمبه ای در یک گاوی که دوبار در روز تغذیه می شود در مقابل گاوی که 6 بار در روز تغذیه می شود در( شکل 3) آمده است. تغییرات زیاد در PH  شکمبه ای بعد از خوردن دشوار است تا اینکه PH شکمبه ای مورد ارزیابی واقع شود.

پاتوفیزیولوژی اسیدوز شکمبه ای در گاوهای شیری

سلول های مخاطی شکمبه تحت حمایت به وسیله موکوس نیستند و نسبت به آسیب های شیمیایی به وسیله اسید اسیب پذیر هستند و مانند سلولهای شیردان دارای موکوس نیستند. بنابراین کاهش PH شکمبه ای می تواند منتهی به زخم و الودگی اپیتلیوم شکمبه شوند. بیماری شکمبه ( ضایعه ناشی از (SARA) )و شروع مشکلات سلامتی مزمن است. هرگاه اپیتلیوم شکمبه ملتهب شود باکتری ها در پاپیلا تشکیل کلونی دهند و در مسیر گردش سیاهرگی قرار گیرند. این باکتری ها ممکن است باعث آسیب به کبد شوند که بعضی اوقات ممکن است باعث التهاب اطراف صفاق و وجود آبسه شوند اگر باکتری های شکمبه از بین نروند آنها ممکن است تشکیل کلونی در ریه ، قلب ، کلیه و مفاصل دهند. که نتیجه آن پنومونی، آماس قلب، فیلومزینتیس و التهاب مفاصل که تا قبل مرگ مشکل است که تشخیص داده شود. پایش قبل از تلفات از این شرایط در جمع آوری گاوها یا گاوهای شیری که مرده اند می تواند خیلی مفید باشد. اما اینها توصیه نشده اند .

گاوهایی که تحت تاثیر (SARA) هستند ممکن است به سندرم بزرگ سیاهرگ پسین دچار شوند. که باعث خونریزی شدید ریوی می شود. دراین موارد آلودگی خون از تجمع چرکها باعث تمرکز عفونت در ریه می شود که سرانجام باعث حمله به رگهای ریوی و گسیختگی آن می شود.

 

اهمیت اقتصادی (SARA)

مطالعات چندانی روی همه گیری اسیدوز شکمبه ای حاد و تحت حاد را در مورد گاوهای شیری مورد بررسی قرار می دهد.گرون و براس در سال 1990 بروز اسیدوز شکمبه ای حاد را 61124 روی گاوهای ایرشایر مورد ارزیابی قرار دادند این داده ها مبنی بر مراقبت های پزشکی حیوانات که از دو روز قبل از زایش تا بعد از زایش بود بروز اسیدوز شکمبه ای حاد و طول زمان شیردهی 3درصد بود. اما بالاترین اسیدوز شکمبه ای در طول یک ماه بعد از شیر دهی بود و سه ماه بعد نسبتا وجود نداشت. (SARA) برآورده شده است که هزینه روزانه بین 500 دلار امریکا تا 1 بیلیون دلار ضرر در یک سال دارد. محاسبه شده است که 400 دلار امریکا تا 475 دلار درامد سرانه از گاو به علت (SARA) در یک دوره حدود 500 گاوشیری در نیویورک مورد مطالعه واقع شده اند ضرر کرده است. این تخمین و برآورد مبنی بر مشاهده کاهش تولید شیر از 3 کیلوگرم در روز و کاهش چربی و پروتئین آن از 37 به 34 گرم و از 29 به 28 گرم به ترتیب بود. ضرر مالی ناشی از اختلالات مرتبط به عنوان یک نقطه ضعف است. و آن یک تاثیر زیان آوری روی تولید دارد.که تخمین زده نشده است. اما احتمالا بالاتراز ارزش از دست دادن تولید شیر بوده است. اگرچه (SARA) مورد انتظار است که تاثیر منفی را روی سلامتی گاو داشته باشد مطالعات چندی این را بطه را به عنوان هدف اولیه مورد بررسی قرار می دهد

6- مدیریت تغذیه برای جلوگیری از اسیدوز شکمبه ای نیمه حاد

 تولید اسید ناشی از تخمیر در شکمبه نیاز دارد تا بالانس با از بین بردن اسید ناشی از تخمیر و خنثی سازی به منظور دست یافتن به شرایط بهینه شکمبه ای و تولید بهینه ایجاد کند. این رابطه میان تولید اسید تخمیر و نیاز برای فیبر به طور جزئی توسط آلن مورد بررسی واقع شده است وقتی این تعادل میان تولید اسید و از میان رفتن اسید یا همان خنثی سازی اسید ایجاد و حاصل نمی شود. گاو متحمل رنج (SARA) می شود. در نتیجه علت های سارا در گاوهای شیری ممکن است در سه دسته اصلی گروه بندی می شود. بافر شکمبه ای ناکافی به علت فیبر ناکافی در جیره ی غذایی و یا فیبر طبیعی ناکافی خوراک از زیاد از کربوهیدراتهایی قابل تخمیر در شکمبه هستند و سازش ناکافی شکمبه ای حیوان با شرایط محیطی ( به یک جیره غذایی با قابلیت تخمیر بالا) اگرچه این دسته ها به طور جداگانه مورد بحث واقع شده اند در اینجا اهمیت دارد تا بفهمیم که هر یک از آنها به تنهایی نمی تواند مشاهده شود. وقتی خطر (SARA) در یک گله شیری مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد.

1-6 . بافر شکمبه ای ناکافی

بافر شکمبه ای دارای 2 جنبه است بافردرونی و بافر مربوط به جیره  . بافر درونی به وسیله گاو تولید می شود. و به طور پوشیده در شکمبه از راه بزاق وجود دارد. فرمول جیره ها مبنی بر فیبر پاکننده بی اثر (NDF) به عنوان درصدی از ماده خشک جیره غذایی پیشنهاد شده است. به علت ارتباط میان NDF و انباشتن شکمبه و ارتباط خنثی کننده و منفی میان NDF و چگالی انرژی جیره غذایی پیشنهاد شده است.

به هر حال سطح فیبر مربوط به رژیم غذایی معمولا به تنهایی مورد استفاده قرار نمی گیرد زیرا تخمیر شکمبه ای از فیبر تغییر پذیر است و علت دیگر این است که ویژگیهای طبیعی فیبر تخمیر شکمبه ای را تحت تاثیر قرار می دهد. به طور مستقل و آزادانه متابولیسم حیوان و تولید شیر چرب از مقداری NDF شیمیایی اندازه گیری شده است.

منتر راهکار موثر و طبیعی فیبر را ( NDF) که به طور اولیه مرتبط با اندازه فیبر است معرفی کرد. فعالیت جویدن برای تعیین NDF به کار می رود اگرچه رهنمودها راجع به سطح رژیم غذایی فیبر و فیبر از علوفه موجود است این مسئله دارای اهمیت است که متوجه شوند فیبر موردنیاز اجزای جیره گاوها تحت تاثیر انفعالات زیاد و درون جیره غذایی بعلاوه اینکه چطور تغذیه می شوند می باشند. تعداد زیادی از متخصصان تغدیه و تعدادی از گاوها که در یک گله در  حال نشخوارکردن هستند در یک زمان معلوم به عنوان شاخصی برای سلامت عملکرد شکمبه استفاده می کند و هدف این است که حداقل 4/0 گله در حال نشخوار باشند. این رهنمود وقتی که با TMR به صورت آزاد تغذیه می شوند قطعی است. راه دیگری برای دسترسی به توان بافری درونی از یک جیره غذایی به وسیله اندازه گیری طول TMR که به وسیله گاوهای مصرف می شوند که بطور جداگاه ذرات علوفه را استفاده می کنند. جیره غذایی با کمتر از 07/0 طول ذرات خطر (SARA) را افزایش می دهد. خصوصا اگر آن جیره های غذایی در مرز یا پایین تر از این مقدار از فیبر باشد. افزایش مقدار فیبر از جیره غذایی ، اثر طول کوچک ذرات جیره را خنثی می کند.

2-6. خوراک فراوان از کربوهیدراتهایی که سریعا تخمیر می شوند

خوراک مملو از کربوهیدراتها با تخمیر سریع به طور بسیار روشن علت اسیدوز شکمبه ای است. یک هدف مهم در تاثیر تغذیه گاو شیری این است که تا حد امکان سیر شود تا حداکثر تولید را بدون اسیدوز داشته باشد. این امر مشکل و چالش انگیز است زیرا نشانه های تغذیه با مقدار زیاد کربوهیدراتهای با تخمیر سریع خیلی مشابه با نتیجه تغذیه با خوراک با فیبر بالا است. یک اختلاف مهم این است که تغذیه بیش از حد کربوهیدرات قابل تخمیر در طولانی مدت با عث افزایش مشکلات سلامتی می شود در حالی که خوراک کم از کربوهیدرات قابل تخمیر شیر را کاهش می دهد اما سلامتی گاو را به خطر نمی اندازد. گله شیری که با دانه های زیاد تغذیه می شود شیردهی آنها بیشتر از گله هایی است که با ماده خشک بالا تغذیه می شوند این گاوها در خطر بیشتری از (SARA) قرار می دهد زیرا آنها نمی توانند علوفه کافی بخورند تا دانه های اضافی مصرف شده را خنثی کند. کاستن علوفه خوراک در ابتدا بعد از زایش گاوها در گله ها نشان داده شده است هنگامی که به گونه سیر تغذیه می شوند (SARA) به سرعت افزایش می یابد. طرح ریزی با دقت جیره غذایی در ابتدای شیردهی در اینچنین گله هایی اغلب در کمبود فیبر در حدود 1 تا 3 هفته بعد از زایش مشخص می شود

3-6. سازش ناکافی با مقدار بالای کربوهیدارتهای قابل تخمیر در شکمبه در جیره غذایی

سازش شکمبه با جیره غذایی شامل کربوهیدراتهای قابل تخمیر ظاهرا دو جنبه کلی دارد سازش میکروبی و طول پاپیلا شکمبه .

این اصول پیشنهاد می کند که افزایش تغذیه با دانه در دوره خشک خطر (SARA) را در دوره شیردهی گاو کاهش می دهد. به هر حال بررسی میدانی تغذیه گله با TMR نشان می دهد که تغذیه در دوره خشکی تاثیر روی PH شکمبه در دوره شیر دهی ندارد این نتایج نشان داده اند که خوراک با ماده خشک بالا بیشترین اهمیت را در خطر (SARA) داشته اند. که این مشکلات مربوط به سازش شکمبه در گله های شیری بوده است. همچنین مطالعات کنترل شده در گاوها با تغذیه جدا تاثیر مثبتی روی افزایش تغذیه با دانه در طول دوره خشکی روی PH شکمبه و ماده خشک خوراک در دوره شیردهی ندارد را نشان داد. این نتایج پیشنهاد می کند که تاثیرات عملی سازش شکمبه مرتبط با PH ممکن است کم یا حتی ناچیز در گله های شیری باشد. خصوصا وقتی که گاوها به صورت TMR بعد از زایش تغذیه می شوند.

4-6. ماده غذایی افزودنی برای جلوگیری از (SARA)

بافرهای جیره نمی توانند از اسیدوز شکمبه ای جلوگیری کنند اما آنها می توانند به اداره کردن مشکلات کمک کنند. بیشتر بافرهای متداول در جیره گاوهای شیری جوش شیرین، میزان ماده خشک ، درصد چربی شیر درصد تولید شیر را افزایش می دهد. به هر حال دریافت بافرهای تغذیه شده بستگی به نوعی از علوفه خوراک داده شده و عملکرد فیزیکی آنها دارد. بافرها به افزایش تولید شیر و چربی شیر کمک می کنند وقتی سیلوی ذرت علوفه اصلی باشد. از آنجایی که نتایج با سیلوی گراس ها و لگوم ها متناقض بوده است. این اختلاف در پاسخ می تواند به وسیله افزایش خطر (SARA) وقتی که از سیلوی ذرت در تغذیه استفاده می شود توضیح داده شود. همچنین اضافه کردن بافرها ممکن است به جیره های غذایی که مقدار کافی از فیبر ندارند مفید باشند.

5-6. ابزارهای مدیریتی

گروهی از گاوهای شیری به صورت آزاد به وسیله ماده خشک تغذیه می شوند به منظور افزایش پتانسیل خوراک، تولید شیر به هر حال محدودیت غذایی در گاوهای شیری در هنگامی که ریسک (SARA) بالااست می تواند ریسک دوره ای (SARA) را کاهش دهد. محدودیت غذایی همچنین باعث افزایش بازدهی خوراک در گاوهای گوشتی می شود. به هرحال گروهی از گاوها شیری از گاوها گوشتی فعالیت بیشتری دارند این چالش قابل توجهی را برای گاوهای شیری تغذیه شده با محدودیت خوراکی و بدون استفاده از خوراک خوشخوراک و بیش از 4 ساعت در روز ایجاد می شود. شاید محدودیت غذایی با 5 درصد محدودیت غذایی روزانه بهترین گزینه برای گله های شیری باشد. در صورت که محدودیت روزانه غذایی به طور خاص در بعد و قبل گروه های زایش استفاده می شود زیرا آنها یک بازیابی سریع دارند زیرا گاوها به سرعت تغییرات ماده خشک خوراک را قبل و بعد از زایش دارند.اندازه غذا و تعداد دفعاتی ، ممکن است در مدیریت طبیعی (SARA) به شدت اهمیت داشته باشد. PH شکمبه از ماده غذایی مقدار و دفعاتش و کاهش PH از افزایش سایز خوراک و کاهش مقدار NDF در جیره پیروی می کند. گاوها ظاهرا قادر به خود تنظیمی PH شکمبه شان به صورت خیلی موثر هستند. اگر آنها به صورت مداوم و پیوسته دسترسی به TMR در هر روز داشته باشند به هر حال خطر محدودیت غذایی می تواند باعث شود گاوها متعاقبا خوراک زیادی را مصرف کنند.

نتیجه گیری

(SARA) مهمترین عامل تعیین کننده آسایش گاوشیری و سود آوری گله شیری است رواج افزایش (SARA) به طوری که گاوها مقدار زیادی ماده خشک مصرف کنند و جیره های غذایی شامل درصد بالایی از دانه را مصرف کنند در پی خواهد داشت. تغذیه با دانه باعث افزایش تولید شیر می شود اما این مشکلات سلامتی گاوها را به دنبال (SARA) در پی دارد. پرورش دهنده گاو شیری و متخصصین تغذیه با مشکلات مختلفی در آماده سازی جیره هایی که انرژی مطلوب دارند و تولید شیر بدون (SARA) روبرو هستند. حیوانات نشخوارکننده ممکن است سیستم های پیچیده ای برای پایدار کردن PH شکمبه داشته باشند. بنابراین دسترسی به تغذیه با جلوگیر از (SARA) به همان اندازه پیچیده است. یک جنبه کلی برای جلوگیری از (SARA) یک جنبه کلی برای جلوگیری از (SARA) تعادل بافر شکمبه ای است که شامل هر دو بافر درونی و بافر مربوط به رژیم غذایی است و این به وسیله اماده کردن خوراک با تعداد مطلوبی از کاتیون های وابسته به آنیون ها و فیبر طبیعی کافی که بصورت جداگانه از دیگر اجزای جیره غذایی باشد. جنبه کلی دیگر جلوگیری (SARA) کنترل با دقت مقدار کربوهیدراتهای قابل تخمیر در جیره است. که آن به وسیله فراهم کردن تعداد کافی فیبر و پردازش درست دانه ها ، افزایش فیبر و به انضمام محتویات فیبری بالا به طوری که گاوها در یک وضعیتی که به آنها اجازه دهد تغذیه کنند تعداد دفعات بیشتری به طور منظم مصرف کنند. افزودنی های غذایی و تکمیلی می توانند یک میزان اضافی از سلامتی را برای جلوگیری از (SARA) فراهم کند.






تاریخ : شنبه 92/10/14 | 2:41 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

تراکم جوجه‌ریزی
یکی از ضروریات اصلی رشد، حفظ سلامتی و کیفیت عمومی زیست و تامین فضای کافی برای هر پرنده می‌باشد. میزان فضای در نظر گرفته شده بستگی به مجموعه‌ای از فاکتورها نظیر: وزن طیور در هنگام کشتار، نوع سالن (باز و بسته)، شرایط آب و هوائی منطقه و فصل دارد. بدین جهت برای محاسبه ظرفیت جوجه‌ریزی بایستی بطور دقیق از ابعاد داخلی سالن‌ها مطلع باشیم. بطور کلی تراکم جوجه‌ریزی توصیه شده بشرح زیر می‌باشد:

میزان تراکم جوجه ریزی در واحد سطح

وزن کیلوگرم

تراکم قطعه در متر مربع

1.25

27.2

1.5

22.7

1.75

19.4

2

17

2.25

15.1

2.5

13.6

2.75

12.4

3

11.3

3.5

7.79

 

در سالنهای بسته: در انگلیس سازمان حمایت از رفاه طیور هیچگاه تحت هیچ شرایطی اجازه تولید بیش از 34 کیلوگرم گوشت در هر متر مربع سالن را نمی‌دهد. جدول فوق با توجه به رفاه طیور و مدیریت مناسب و حداکثر تولید 34 کیلوگرم گوشت در هر متر مربع، میزان تراکم (تعداد جوجه در هر متر مربع سالن) را نشان می‌دهد:
در تابستان و بخصوص در واحدهایی که امکان بروز مشکلات وجود دارد بایستی تراکم جوجه‌ریزی را کم نموده و در سالنهائی که از تهویه مناسبی برخوردار نمی‌باشند بایستی دقت بیشتری نمود و تراکم جوجه‌ریزی در آنها را نیز کاهش داد.
سالنهای باز: تراکم جوجه‌ریزی در سالنهای باز براساس فصل و نوسانات درجه حرارت متفاوت بوده و بایستی در تابستان از تراکم جوجه‌ریزی در سالنهای مذکور کاسته شود.
تخلیه جوجه ها
طولانی شدن زمان تخلیه جوجه باعث دهیدراته شدن جوجه‌ها و در نتیجه افزایش تلفات و کاهش پتانسیل رشد می‌گردد.توجه به کلیه نکات زیر هنگام جوجه ریزی لازم و ضروری است:
ـ مطمئن شوید که تحویل و توزیع جوجه‌ها در سالنها بطور صحیح انجام شده است. از انبار کردن جعبه‌های حاوی جوجه در منطقه مادر مصنوعی خودداری کنید.
ـ جعبه‌ها را به آرامی نزدیک به‌دان و آب در محدوده مادرهای مصنوعی تخلیه نمائید.
ـ جعبه‌های خالی را در یک طرف سالن‌ها جمع نمائید تا براحتی بتوانید آنها را به خارج از سالن انتقال دهید.
ـ جوجه‌ها باید سرزنده و شاداب و بدون نقص ظاهری باشند.
ـ جوجه‌ها بایستی در محدوده مادرهای مصنوعی قرار گیرند که روشنائی آنها از مادرهای مصنوعی و یا از لامپهای سالن که در بالای مادرهای مصنوعی هستند تامین می‌گردد. در صورتی که سالن دارای شرایط قابل کنترل باشد محصور کردن طیور در محدوده مادر مصنوعی ضرورتی ندارد ولی در صورتی که تعداد جوجه‌ها کم باشد و همچنین در سالنهای باز مفید می‌باشد.
1 الی 2 ساعت پس از استقرار، وضعیت توزیع جوجه‌ها در زیر مادرهای مصنوعی و میزان دسترسی آنها را به آب و دان کنترل نمائید.


کنترل رطوبت

رطوبت نسبی سالن باید 70-50 درصد باشد، رطوبت سالن باعث حفظ کیفیت بستر شده و از خشک شدن زیاد بستر و ایجاد گرد و غبار جلوگیری می‌نماید. رطوبت بالاتر را باید با افزایش تهویه کاهش داد. افزایش تهویه باعث از دست رفتن گرما و صرف هزینه اضافی است. وسائلی که بسرعت و به درستی بتوانند رطوبت را اندازه‌گیری نمایند تا حدی غیر معتبر می‌باشند و احتیاج به کالیبره کردن مکرر داشته و بدین جهت کنترل رطوبت را مشکل می‌سازند. ایجاد رطوبت نسبی بالاتر برای جوجه یکروزه استرس جابجائی جوجه از جوجه‌کشی تا مزرعه را کاهش داده و رطوبت کمتر، شانس دهیدراته شدن جوجه را افزایش می‌دهد.

مدیریت آبخوری

توزیع آب تمیز برای جلوگیری از دهیدراته شدن جوجه در طول دوران پرورش لازم می‌باشد. مصرف آب و دان بطور مستقیم با یکدیگر مرتبط بوده و بدون مصرف آب کافی، مصرف دان کاهش و نتیجتاً میزان رشد نیز کاهش می‌یابد. جهت افزایش میزان رشد نیاز مستمر به مدرنیزه کردن تجهیزات داریم.
بعنوان مثال یک پرنده در 10 سال پیش در 50 روزگی به وزنی می‌رسید که امروزه در 40 روزگی به آن وزن می رسد (20% کاهش در سن کشتار) که نشانگر لزوم افزایش توانائی تجهیزات موردنیاز تا 20% می‌باشد.
امروزه استفاده از آبخوریهای نیپل مورد توجه قرار گرفته که در این صورت برای اطمینان از دسترسی طیور به آب بازاء هر 9 قطعه یک آبخوری نیپل با جریان آب کم و بدون فنجانک لازم است ولی در صورت استفاده از سیستم نیپل با جریان آب بیشتر تعداد پرنده بازاء هر نیپل افزایش می‌یابد. میزان موردنیاز آبخوری آویز پلاستیکی به قطر 400 میلی‌متر، برای هر 1000 پرنده 10- 8 عدد می‌رسد.
 



 
آب

 

خوری برای جوجه یکروزه:
برای جوجه یکروزه بازاء هر 1000 قطعه جوجه 6 آبخوری کوچک کله قندی و یا سینی در نظر بگیرید. این آبخوری‌ها هیچگاه نباید خالی باشند و مرتباً باید تمیز و مجدداً با آب تمیز و تازه پر شوند. بسیار مهم است که روز اول ورود جوجه‌ها به سالن آب در آبخوریها به‌میزان کافی وجود داشته باشد تا جوجه‌ها براحتی بتوانند به‌آب دسترسی پیدا کنند. سطح آب در آبخوریها با بزرگ شدن جوجه‌ها بایستی کاهش یابد تا از ریخت و پاش آب بوسیله جوجه‌ها جلوگیری شود.
تقریباً 48 ساعت پس از جوجه‌ریزی باید آبخوریهای کمکی جمع شوند. ارتفاع آبخوریهای آویز باید هم سطح پشت پرنده باشد. تنظیم آبخوریها مرتباً باید کنترل شده تا ضمن توزیع آب به ‌میزان کافی از ریزش آب و هدر رفتن آن نیز جلوگیری شود. صرفنظر از نوع سیستم آبخوری همواره باید بازاء هر 3 متر عرض سالن یک ردیف آبخوری در نظر گرفته شود. (توزیع یکنواخت آب در سالن)

مصرف آب (هوای معتدل) :
معمولا مصرف آب 1.8-1.6 برابر مصرف دان می‌باشد. این ضریب باید بعنوان یک راهنما باشد نه بعنوان یک ضریب ثابت. زیرا که تغییراتی در مصرف آب با توجه به کیفیت دان، درجه حرارت محیط و سلامتی گله ایجاد می‌گردد که باید به آن توجه و تدبیر مدیریتی مناسب اتخاذ گردد. استفاده از کنتور آب که میزان مصرف آب را مشخص می‌نماید، از ابزارهای مفید مدیریتی است. مشخص شدن مصرف آب و مطلع شدن از وضعیت سلامتی گله می‌تواند ما را در مورد زمان واکسیناسیون و همچنین درمان گله راهنمایی نماید. مصرف آب با افزایش درجه حرارت محیط افزایش می یابد، لذا باید در حرارت بیش از 30 درجه سانتیگراد آبخوری‌های کمکی مورد استفاده قرار گیرند.
بهتر است هر سال یکبار آب مرغداری از نظر فیزیکی و شیمیایی و هر شش ماه یک بار نیز از نظر میکروبی آزمایش شود. توصیه می گردد برای روزهای اول یک آبخوری کله قندی برای 50 قطعه جوجه در نظر گرفته شود و حتماً قبل از ورود جوجه ها به سالن، آبخوریها پر گردد. معمولاً آبخوریها را اطراف دانخوریها و کاغذ دانخوری می چینند. باید دقت کنیم فاصله آبخوریها حدود 1.5 متر بیشتر نباشد. افزودن شکر به نسبت 3 تا 5 درصد در روز اول با نظر کارشناسان و همچنین استفاده از آنتی بیوتیک از روز دوم با نظر دامپزشک را نیز باید در نظر داشت. تهویه در هفته اول نباید زیاد مورد نظر باشد و معمولاً دو تا سه روز اول نیازی به روشن کردن هواکش نیست. برای ایجاد شرایط مطلوب آب و هوایی باید وضع ظاهری گله، فصل و غیره را در نظر داشت و اقدام به روشن کردن هواکش ها کرد هر چند در سالهای اخیر سیستم های کنترل کامپیوتری بدون دخالت پرسنل و با دادن برنامه اتوماتیک نسبت به تنظیم حرارت، رطوبت و تهویه اقدام می کنند. در خاتمه توجه همکاران را به این نکته جلب می کنیم که بررسی رفتار جوجه در سالن بصورت دائمی باید مد نظر باشد و با توجه به شرایط و وضع تحریک جوجه ها اقدامات لازم را انجام دهند.

مدیریت دانخوری ها

طول دانخوری زنجیری برای هر پرنده حداقل 5.2 سانتیمتر و تعداد دانخوری بشقابی برای 1000 قطعه 20- 18 عدد منظور شود.

مدیریت بستر
بستر ممکن است از پوشال چوب، خرده کاغذ یا کاه خرد شده باشد. از مصرف تراشه چوب سفت که دارای تانن زیادی است و همچنین تراشه چوب‌ریز و خاک اره‌ای که اگر بوسیله جوجه خورده شود باعث سوراخ شدن چینه دان و سنگدال می‌شود خودداری کنید. به‌منظور پیشگیری از بروز بیماری آسپرژیلوز، از مصرف بستر پوسیده و کپک زده خودداری نمائید. بهترین بستر، تراشه چوب سفید با کیفیت خوب است.
کاه در صورتی که به‌صورت صحیح عمل‌آوری و نگهداری شده باشد می‌تواند بستر مناسبی باشد.
جهت جلوگیری از ایجاد تاول سینه، سوختگی سینه و قرمزی و سوختگی مفصل خرگوشی که باعث تنزل کیفیت و کم شدن ارزش لاشه می‌گردد از بستر نرم با کیفیت مناسب استفاده شود. از مصرف پوشال پودر شده، مرطوب و یا کلوخه خودداری نمائید. بستر با کیفیت خوب دارای 35-30 درصد رطوبت می‌باشد. ارتفاع بستر 7-5 سانتیمتر توصیه شده است. هیچگاه بستر قدیمی را مجدداً استفاده نکنید. همیشه بستر قدیمی را خارج و برای هر نوبت جوجه‌ریزی از بستر تازه و جدید استفاده نمائید.






تاریخ : دوشنبه 92/10/2 | 12:0 صبح | نویسنده : مهندس | نظرات ()

نحوه ساخت سالن های مرغداری
ساختمانهای مرغداری بایستی به طریقی ساخته شوند که در زمستان گرم ودر تابستان خنک باشد . رعایت اصول صحیح ساختمان وعایق بندی سقف ودیوارها ووجود دستگاههای تهویه مناسب از تراکم رطوبت جلوگیری می کند و مانع مرطوب شدن بستر شده به ترتیب از شیوع بیماریهای انگلی ازجمله کوکسیدوز جلوگیری به عمل می آورد .
در رابطه با ساختمان مرغداری توجه به پنج فاکتور مهم است :
1 - دائمی یا موقتی بودن لانه
2 - اندازه ساختمان
الف: انفرادی
ب: ردیفی
پ: چند ردیفی
3 - ساختمان از نظر پرورش
4 - شکل از نظر پرورش
5 - مصالح ساختمانی

ساختمان مرغداری را نباید برای استفاده طولانی در نظر گرفت بلکه باید طوری ساخت که حداکثر پس از 10 تا 15 سال بتوان تغییراتی همراه با پیشرفتهای روزمره درامورساختمانی درآن به عمل آورد . در هلند عقیده بر این است لانه را برای مدتی حدود 10 سال ساخت تا پس از این مدت بدون این که خسارت زیادی
بر مرغداری وارد آید بتوان آن خراب کرد وبا مصا لح باقیمانده لانه جدیدی طبق اصول وقواعد روز بنا نمود
ساختمان مرغداری از نظر پرورش شامل :
1- ساختمان مرغ مادر (چه مرغ مادر گوشتی چه تخمی)
2- ساختمان انکو باسیون
3- ساختمان پرورشی جهت جوجهای گوشتی
ساختمانهای مرغداری از نظر طراحی شامل :
1- مرغداری گوشتی :
الف: سیستم باز
ب:سیستم بسته
2- مرغ مادر:
الف : سیستم باز
ب : سیستم بسته
 

سیستم بسته : الف: سیستم قفس ب : سیستم بستر
3-ساختمان انکوباسیون
جدا از نوع پرورش ونوع ساختمان که تقسیم بندی شدبسته به نوع منطقه وشرایط آب وهوایی طراحی ساختما ن متفاوت است یعنی اینکه نوع مصالح مورد استفاده متفاوت است بسته به میزان سرمایه گزاری نیز در انتخاب نوع مصالح دخیل است چنانچه در مناطق شمال کشور وبسیاری از کشورهااز چوب بیشتر استفاده می شود جدایی از تفکیک موارد بالا جهت تهیه ساختمان مرغداری از هر نوع که باشد طراحی آن در مناطق ایران به شرح زیر است :
شکل ساختمان :
ساختمان را ممکن به اشکال ، ساده ودوسقفی ساخت . در نوع ساده که بیشتر در مرغداری های کوچک عمل می شود ازیک سقف مسطح ویا شیبدار استفاده می شود شیب از جلو به عقب است واینکار هم سبب گرفتن نور بیشتری می گردد وهم آب باران در جلوی ساختمان جمع نمی شود . در ساختمان دو سقفی ، تهویه بخوبی صورت گرفته سقف اصلی شیب دار است وفضای بین سقف اول ودوم بعنوان انبار می تواند مورد استفاده قرار گیرد .
مصالح ساختمانی :
شامل چوب وآجروسیمان وبلوک وهمچنین ورقهای فلزی وآلومنیوم و یا ایرانیت ، البته استفاده ازهرکدام از این مصالح دارای معایب ومزایایی است .
ساختمانهای اداری ومسکونی باید در مدخل فارم احداث شوند . اولین قدم در احداث واحد مرغداری محل مزرعه است و باید به نحوی انتخاب شود که با سایر مراکز پرورش فاصله داشته باشد البته با توجه به اینکه بیماریهای مثل نیوکاسل و برونشیت از مسافتهای بسیاردور و از طریق مواد به راحتی منتقل می شودوبعضی ازعوامل بیماری زا مثل MG از طریق تماس مستقیم و توسط انسان ویا مواد مختلف منتقل میشود. درمناطقی مثل شمال کشور که رطوبت نسبی زیاد است وامکان استفاده از سیستم خنک کننده تبخیری موجود نیست سیستم آشیانه های باز توصیه می گردد .
عملیات ساختمانی :
پی ساختمان در صورت دائمی بودن ساختمان باید به پی آن توجه زیادی نمود. تا بدین وسیله رطوبت لانه را به حداقل رساند. و ضد عفونی در آن به خوبی صورت گیرد. در کشورهای اروپایی و آمریکایی در لانه های دائمی برای پی از کانگریت یا سمنت استفاده می گردد .در ایران برای پی و پایه های ساختمان از شفته (مخلوط آهک،خاک، سنگ . آب) استفاده می کنند. عمق پی 15 تا 60 سانتیمتر، و عرض آن حداقل دو برابر عرض دیوار باید باشد. پی حداقل 40 سانتیمتر از سطح خاک بالاتر باشد تا رطوبت نتواند به آسانی در لانه نفوذ کند .
 


کف ساختمان :
ف لانه باید حداقل 25-30 سانتی متر از کف زمین مجاور بلند تر باشد تا از خشک بودن لانه اطمینان حاصل شود برای جلوگیری از نفوذ رطوبت زمین به داخل لانه و همچنین عایق بودن کف به خصوص در نقاطی که زمین مانند شمال ایران طبیعتاً مرطوب است از یک لانه قیر اندود و یا کاغذهای مخصوص زیر کف باید استفاده نمود .
کف لانه ها را امروزه بهر دو گونه می سازند : کف های معمولی و کف های توری . در طریقه استفاده از کف های توری که به طور وسیعی در اسرائیل و آمریکا متداول است ولی هنوز در ایران مورد استفاده و توجه قرار نگرفته است کف اصلی لانه از زمین معمولی ساخته شده است و در آن هیچگونه مصالح ساختمانی بکار نمی رود به فاصله یک متر از کف اصلی لانه کف دیگری از تور سیمی یا از نرده های چوبی نصب می گردد مرغها را در روی کف اخیر پرورش می دهند. در نتیجه مدفوع و فضولات مرغها از بین توری ها می گذرد و به کف زمین اصلی می افتد بدین ترتیب طیور هیچگونه رابطه و تماس با مدفوع ندارد . و از طرف دیگر مانند کف های معمولی تولید گرد و خاک نمی کند . اینگونه کف ها بسیار بهداشتی و خوب است ولی گران تمام می شود .
کف های ساده معمولی: در اینگونه ساختمانها مرغها را در روی زمین نگهداری می کند (Deep litter) کف ممکن است دارای انواع مختلف باشد :
1) کف بدون مصالح ساختمانی: در این لانه ها از زمین معمولی به عنوان کف استفاده می کنند بدون اینکه هیچگونه مصالح ساختمانی بکار رفته باشد . اگر زمینی که لانه در آن ساخته شده است کاملا خشک باشد و پی ساختمان نیز به حد کافی مناسب باشد می توان از این کف ها استفاده نمود این کف ها اولاً گرم است ثانیاً منابع طبیعی خوبی برای رشد بعضی میکروارگانیسم های مؤثر در تجزیه فضله و ایجاد ویتامین B12 می باشند.
2) از همه مهمتر اینگونه کف ها بسیار ارزان تمام می شود ولی اگر رطوبت زیاد است می توان مقداری شفته در کف ریخت .
عیب اساسی این کفها اشکال ضد عفونی کردن می باشد . از این رو اینگونه کفها امروزه در ساختمانهای دائمی کمتر مورد توجه است و فقط در لانه های موقتی توصیه می شود .
3) کف با مصالح ساختمانی: این کف ها بسته به مصالح به کار رفته در یکی از تیپ های زیر طبقه بندی می شوند .
الف) کف چوبی: ساختمان اینگونه کفها بخصوص در بعضی نواحی که چوب ارزان است توصیه می شود به خصوص وقتی که زمین ناهموار می باشد .
حداقل ضخامت چوب هائی که برای کف بکار می رود باید در حدود 3-5 سانتیمتر باشد اگر کف جداره و در بین جدار یک ماده عایق قرار گیرد ، نتیجه حاصل بهتر است ، از کف های چوبی به خصوص در نقاط شمالی ایران می توان استفاده نمود در این مورد باید در زیر کف چوبی پایه قرار دارد .
این پابه باید حداقل 50 سانت در خاک فرو روند سپس روی آنها الوارها را قرار داد . این الوارها باید در روی پایه ها قرار گیرد و حداقل 30 سانت از سطح زمین بالا باشند و سپس کف اصلی را در روی آنها قرار داد .معمولا چوب های کف با پیچ به الوار زیر ثابت می شود .
بهر حال استفاده از کف های چوبی در نقاطی که چوب فراوان و ارزان است خوب می باشد ولی از نظر بهداشتی باید کاملاً مواظب آن بود در غیر این صورت ممکن است به زودی مورد هجوم حشرات قرار گیرد و آشیانه آنها شود و همچنین اگر جنس چوب خوب نباشد ممکن است بر اثر رطوبت به زودی از بین برود . حسن آن اینست که به آسانی و سهولت مرغدار می تواند قسمت های خسارت دیده آن را بردارد و تعمیر نماید بدون اینکه احتیاج به متخصص باشد .
ب) کف های سیمانی – بسیار بهداشتی و مطمئن است شستشوی کف به آسانی انجام می گیرد اگر شیب لانه مناسب باشد رطوبت نیز کمتر در لانه نفوذ می کند .
معمولا در انگلستان برای ساختن کف های سیمانی از ترکیب زیر استفاده می شود 1 قسمت سیمان 3.5 قسمت ماسه نرم یا شن و 7 قسمت سنگ ریزه – و روی آن در حدود 8-10 سانتی متر سیمانکاری می کنند . کف های سیمانی بایستی از زمین کمی بلند تر باشد .
ج) کف های آجری – اینگونه کف ها بخصوص در اطراف تهران زیاد دیده می شود چنانچه بین آجرها با سیمان به خوبی بند کشی شود از نظر بهداشتی بدون نقص است.
زیرا این کف ها را باید از یک ماده عایق پوشاند اغلب برای این منظور از اوراق کاغذ قیر اندود و یا گونی های آغشته به قیر استفاده می شود . بدین ترتیب لانه گرم تر می شود و نفوذ رطوبت از زمین به داخل لانه کمتر امکان پذیر است .
دیوار ساختمان:
بسته به نوع وشکل ساختمان دیوارها فرق می کند . معمولاً دیوار ساختمانهای انفرادی ساده وکوتاه وارتفاع در ساختمانهای چند ردیفی وآنهایی که دارای سقف دوگانه هستند بلندتر است ارتفاع در ضلع جنوبی بلندتر از شمالی است در داخل لانه نیز از یک سری دیوارهای کوتاه به منظور جدا سازی قسمتهای مختلف استفاده می کنند ، این دیوارها به طور معمول از تورهای سیمی ساخته می شود .
دو نوع از دیوارهای مناسب در مرغداری :
1- استفاده از بلوکهای سیمانی توخالی 24 سانتیمتر طرف داخل بلوکها را توسط ورقهای پرس شده واز کاه به ضخامت 5 سانتیمتر پوشانده توسط میخ به دیوار چسبانده از سطح زمین تاارتفاع یک متری سیمان کاری نموده وبقیه را گچ کاری می کنند طرف خارجی را برای جلوگیری از نفوذ باران سیمانکاری می کنند .
2- استفاده از آجر معمولی وعایق کاری نمودن همچنین استفاده از ورقهای آلومنیوم یا نئوپان رنگ شده استفاده کنند وطرف بیرون را سیمان کاری کنند .
ارتفاع دیوارها بسته به تیپ و نوع ساختمان فرق می کند . معمولاً ارتفاع ساختمانهای انفرادی و ساده کمتر و ارتفاع ساختمانهای چند ردیفی و آنهائی که دارای سقف دو گانه هستند بلند تر است . اغلب دیوارهای سمت جنوبی بلند تر از دیوارهای قسمت شمالی است معمولا در ساختمانهای ساده ارتفاع دیوارها در جلو 2.5-3 متر و در عقب 2-2.5 متر کافی است . در ساختمانهای ردیفی و بزرگ ارتفاع دیوار ممکن است در جلو و عقب به یک اندازه و در حدود 3- 3.5 متر باشد .
در داخل نیز یک عده دیوارهای مجزا کننده قرار می گیرد که اغلب از تور سیمی است و فقط نیم متر آن از آجر یا مصالح ساختمانی دیگر است . معمولا برای هر 6-9 متر طول یک دیواره مجزا کننده در نظر می گیرند بدین ترتیب هر لانه را به چند مرغدان تقسیم می کنند.
برای صرفه جویی این دیوارهای توری را تا سقف ادامه نمی دهند بلکه به ارتفاع 1.5-2 متر در نظر می گیرند به طوری که پرنده نتوانند از روی آنها بپرند . ارتفاع دیواره هر چه بیشتر باشد از نظر تهویه بهتر است ولی گرم کردن آن در زمستان مشکل تر می باشد ساختمان دیوارها ممکن است بسته به موقعیت و سلیقه از مواد مختلف تشکیل شود .
دیوارهای آجری و بلوکه های سیمانی از نظر عایق بودن در برابر حرارت و استحکام مناسب هستند اگر ارتفاع کم و سقف ساده است می توان عرض دیواره را 1.5 آجری گرفت ولی اگر ارتفاع زیاد و سقف سنگین است حتما عرض دیوار را بایستی 2 آجری و حتی بیشتر در نظر گرفت .
در بعضی نقاط می توان از سنگ حتی از گل و خشت هم استفاده نمود در این صورت باید دیواره از داخل تا سقف با سیمان پوشیده شود تا ضد عفونی کردن و شستشوی آن آسان باشد .
از دیوارهای فلزی به خصوص برای لانه نیمچه ها و جوجه کبابی ها به طور وسیعی در دنیا استفاده می شود ولی استفاده کردن از آنها در ایران مشکل است زیرا زمستانها سرد و تابستانها دیوارهای فلزی را جدا کنند و برای گرم کردن لانه در زمستان نیز از مواد عایق حرارت در قسمت داخل دیواره استفاده می شود . در بعضی نقاط مثل شمال ایران می توان از دیوارهای چوبی استفاده کرد .
در این صورت چوبهای مورد استفاده باید از خارج رنگ و از داخل با نفت سیاه یا قطران یا ماده ای ایزولان آغشته شود . دیوارها به طور کلی از داخل باید دارای آستر باشد معمولا می توان ابتداء دیوار را کاه گل نمود و سپس روی آن را با گچ و حتی دوغ آب آهک سفید کرد .
این عمل لانه را روشن تر نشان می دهد و سبب گرم شدن بیشتر و مسدود شدن سوراخ ها و خلل و فرج دیواره و جلوگیری از نفوذ و اشاعه حشرات موذی و سهولت عمل ضد عفونی کردن می گردد . 

سقف:
با توجه به امکان تبادل سریع حرارتی در سقف آشیانه های مرغداری باید سعی در عایق کاری این قسمت از ساختمان نمود .
سقف ممکن است ساده، شیب دار، زاویه دار مساوی و زاویه دار غیر مساوی باشد .
سقف های ساده از نظر ساختمان ارزان تر تمام می شود ولی تهویه آن به خوبی انجام نمی گیرد . برای اینکه تهویه به خوبی انجام شود ارتفاع این سقف ها باید زیاد باشد . این تیپ سقف ها برای لانه های کوچک به خصوص برای نگاهداری جوجه های کوچک و همچنین انبار و غیره مناسب است .
معمولا دیواره عقبی آن بلند تر از دیواره جلویی است . ارتفاع دیوارها باید طوری باشد که بتوان در داخل لانه به آسانی کارکرد این سقف ها ممکن است به صورت مستقیم یا شیب دار باشد . در این صورت شیب از جنوب به شمال است .
ـ سقف های زاویه دار (Gabletype)
برای لانه های بزرگ که تعداد نسبتا زیادی مرغ در آنها نگاهداری می شود این نوع سقف ها مناسب است زیرا تهویه در این لانه به خوبی انجام می گردد و کارکردن در آن آسان است .معمولاً امروزه در لانه های مدرن سقف از دو قسمت تشکیل می شود یک سقف خارجی و یک سقف داخلی .
سقف داخلی از مواد ایزولان تشکیل می شود و لانه را از نظر عایق سازی و جلوگیری از سرد شدن لانه در زمستان و گرم شدن لانه در تابستان محفوظ نگاه می دارد . سقف های زاویه دار ممکن است قرینه و یا نا قرینه باشند .
ـ سقف های زاویه دار بی قرینه (Semi monitor type)‌
در این سقف ها فاصله خط الراس از دیواره به یک نسبت نیست . دیواره عقب معمولا کوتاه تر از دیواره جلو ساخته می شود .این تیپ از سقف ها به خصوص برای ساختمانهایی که عرض آنها کم و باریک می باشند بسیار خوب است در برخی از سقف های زاویه دار پنجره های تهویه ای سرتاسری قرار می گیرد .
لانه های دو سقفی اگر چه کمی گران تمام می شود ولی از نظر بهداشتی از نظر تهویه و حرارت لانه بسیار مناسب است . زیرا در تابستان هوای بین دو سقف محیط عایقی را بین هوای گرم خارج و داخل لانه ایجاد می کند . در حالیکه در زمستان هوای سرد که توسط پنجره های سقفی وارد محوطه بین دو سقف می شود قدری گرم می شود و سپس وارد لانه می گردد .
در این صورت اشکالی از نظر هوای سرد بیرون پیش نخواهد آمد .
مصالحی که برای ساختمان سقف به کار می رود باید خشک و سبک و ارزان باشد . انواع مصالحی که برای سقف به کار می رود عبارتست از :
1) سقف فلزی: معمولا در ایران از آهن سفید استفاده می شود . این سقف ها اگر به خوبی کار گذاشته شود رطوبت ناپذیر است ولی گاهی ممکن است زنگ بزند از این رو به خصوص در نقاط مرطوب مانند شمال بهتر است هر چند سال یکبار آن را رنگ زد ، این سقف ها در تابستان گرم می شود مگر اینکه در زیر آن سقف عایق دیگری قرار دهند از این رو در نقاط گرمسیر مانند ایران توصیه نمی شود .
2) سقف های چوبی: در نقاطی مانند شمال ایران که چوب ارزان و تهیه آن آسان است می توان از اینگونه سقف ها استفاده کرد . برای اینکار از الوارهای نازک چوب استفاده می شود و آنها را طوری در کنار هم قرار می دهند که فاقد درز باشد و از نفوذ رطوبت در لانه جلوگیری به عمل آورد . جنس چوب باید محکم ،‌سبک ، سفید و روشن باشد و به خوبی در روی دیوارها ثابت گردد تا بر اثر باد و طوفان شدید از جای کنده نشود .
اغلب سقف های چوبی دارای دیوارهای چوبی نیز هستند از نظر جلوگیری از گرما به خصوص در نقاطی که دارای تابستانهای سوزان و طولانی هستند این گونه سقف ها بسیار خوب می باشند ولی دوام آنها کم است در ضمن خطر آتش سوزی و حمله حشرات موذی زیاد است . در نواحی مرطوب و سرد سیر نیز ممکن است به زودی بپوسد و از بین برود .
3) سقف های تیر آهنی و بتونی: بهترین نوع سقف مرغدانی بشمار می روند . از این گونه سقف ها اغلب در لانه های ردیفی و چند طبقه ای استفاده می شود . در تهران اغلب سقف ها تیر آهنی است که در بین آنها از آجر استفاده شده است .
این گونه سقف ها در زمستان گرم می باشد و چنانچه تهویه به خوبی انجام گیرد در تابستان لانه را می توان به آسانی خنک نمود . دوام اینگونه سقف ها نیز بسیار زیاد است .در نواحی سرد سیر در زمستان احتیاج به برف روبی است و این امر مستلزم کارگر و صرف وقت بیشتری است اخیرا در تهران از اوراق پنبه نسوز یا ایرانیت برای سقف مرغداری استفاده می شود حسن اینگونه سقف ها در اینست که به آسانی و سادگی می توان آنها را جمع کرد .
معمولا این سقف ها به وسیله پیچ و مهره استوار و محکم می شوند ولی باید توجه داشت که سوراخ یا درز در سقف ایجاد نشود برای اینکار بهتر است در زیر هر پیچ یک واشر کار گذاشته شود .
سقف های آجری یا طاقی نیز کم و بیش در اطراف کشور مرسوم شده است . اینگونه سقف ها خیلی ارزان تمام می شود (مانند سقف مساجد یا کاروانسراهای قدیمی) ولی عرض لانه را نمی توان زیاد گرفت و از طرف دیگر برای تحمل فشار سقف باید دیوارها را کلفت تر از حد معمول گرفت و ارتفاع دیوارها نیز باید زیاد باشد . از این رو برای لانه های بزرگ چنین سقف هائی توصیه نمی شود به طور کلی در انواع سقف ها اصول زیر را باید در نظر داشت :
اولاً سقف باید طوری باشد که رطوبت باران نتواند در لانه نفوذ کند برای این منظور در جلو و عقب ساختمان بطور متوسط در حدود یک متر باید سقف به صورت سایه بان از دیوارها تجاوز نماید و این امر در بعضی نواحی مانند شمال ایران که باران فراوان است ضروری است در نواحی گرمسیر نیز می توان از این سایه بان برای جلوگیری از نفوذ آفتاب تابستانی به داخل لانه استفاده نمود .
شیب سقف نیز باید به طور ملایم از جلو به عقب باشد ، بدین ترتیب ریختن قطرات باران به داخل لانه و مرطوب شدن جلوی لانه جلوگیری به عمل خواهد آمد . اگر سقف از داخل نیز با یک ماده عایق و ایزولان پوشیده شود اثر بهتری دارد زیرا در این حال لانه در زمستانها گرم و در تابستانها خنک خواهد ماند . در هلند معمولا برای این منظور از سقف های نی ای و یا بوریائی استفاده می کنند که بسیار ارزان و کم قیمت است .
در و پنجره :
درها از نظر اندازه باید بزرگ نباشند . حداقل یک متر پهنا ودو متر بلندی داشته باشند . تعداد پنجره ها را باید حداقل گرفت ، در مناطق سردسیر باید از چوب استفاده کرد و درمناطق خیلی سرد بهتر است پنجره ها دوبل باشند . مساحت پنجره تابعی از سطح آشیانه است به متوسط20/1 تا 25/1 سطح آشیانه به پنجره اختصاص می یابد . پنجره هرچه به کف نزدیک تر باشد آفتاب بیشتری به کف خواهد تابید در مناطق سردسیر برای حداکثر استفاده از نور وگرما پنجره ها را باید حتی المکان به کف نزدیک کرد . البته پیشنهاد می شود که با توجه به هزینه ها و مسائلی چون ، تنظیم نور سالن ، جلوگیری از ورود آلودگی به داخل سالن و . . . از سیتم ویندولس (بدون پنجره ) استفاده شود .
ارتفاع سالن در مناطق سردسیر 4/2 متر و در مناطق گرمسیر 3 متر باید باشد
درها بایستی طوری ساخته شده باشد که به سادگی باز شود و در موقع کارکردن تولید اشکال ننماید . در ممکن است معمولی یا کشوئی باشد . در لانه های کوچک می توان از درهای کشوئی استفاده کرد ولی در لانه های بزرگ بهتر است از درهای معمولی که در جهت عمودی می چرخند استفاده نمود . ارتفاع درها معمولا 5/1-2 متر کافی است و بهتر است در این درها فنر قرار دهند تا به خودی خود بسته شود .
درهای دو لتی برای لانه های بزرگ توصیه می شود و در لانه های کوچک می توان از درهای ساده و یک لتی استفاده نمود درهای داخلی را باید به طور ساده ساخت و ارتفاع آنها نیز باید به اندازه ای باشد که کارگر به آسانی بتواند از آنها بگذرد . برای ساختن در می توان از چوب ، حلبی و حتی آهن استفاده کرد عرض درها نیز باید به اندازه ای باشد که کارگر با وسائل به آسانی بتوان از میان آن بگذرد معمولا عرض یکمتر برای این منظور کافی است در لانه های بزرگ برای ورود تراکتور باید درها را بزرکتر گرفت .
پنجره ها
پنجره ها باید طوری ساخته شود که نور کافی حتی در روزهای تاریک ابری نیز وارد لانه شود .
ارتفاع پنجره نیز مهم است هر چه ارتفاع پنجره ها بیشتر و به کف لانه نزدیکتر باشد اشعه آفتاب بهتر در کف لانه پخش می شود .
در نقاط گرمسیر باید پنجره ها به سقف نزدیکتر باشد و به وسیله سایه بان هائی مانع از ورود آفتاب گرم تابستانی به داخل لانه شد و در نقاط سردسیر بر عکس هر چه پنجره ها به کف نزدیکتر باشد بهتر است زیرا مقدار بیشتری اشعه آفتاب به خصوص در زمستان وارد لانه می شود نقاط سردسیر اگر تعداد پنجره ها زیاد باشد سبب سرد شدن لانه می شود .
معمولا برای هر 15-18 متر مربع فضای کف یک متر مربع پنجره کافی است . در جاهائی که تمام پنجره ها فقط در یک سطح لانه قرار بگیرد باید کمی بیشتر از میزان ذکر شده در نظر گرفت .
در نقاط گرمسیر برای جلوگیری از گرم شدن زیاد از حد لانه به وسیله تابش اشعه آفتاب بهتر است در بالای پنجره سایبان تهیه دید این سایبان ها باید در جهت جنوبی و شرقی به کار رود .
در بعضی نقاط در تابستانها برای خنک کردن لانه معمولا شیشه های زیر سایه بان را بر می دارند و شیشه ای پائین را به وسیله رنگ سفید تار می کنند و بدین وسیله تا اندازه ای مانع از ورود آفتاب به داخل لانه می شوند .
بهترین تیپ پنجره آنهائی است که در جهت بالا و پایین باز و بسته می شوند . اینگونه پنجره ها اغلب مانع از کوران می شوند پنجره هائی که در حول محور عمودی باز می شوند دارای این مزیت هستند که می توان آنها را به وسیله یک اهرم با هم بست یا باز کرد .
به طور کلی از پنجره ها برای تهیه نور کافی و تهویه می توان استفاده کرد . در لانه ای که دارای پنجره کافی و هوای روشن است کمتر بیماری دیده می شود تولید نیز به همان نسبت در میزان رضایت بخش تر است .
معمولا سه نوع پنجره در جایگاه طیور در نظر می گیرند .
1) پنجره های جلوئی: این پنجره ها اغلب در جهت جنوبی یا شرقی لانه قرار می گیرند و پنجره اصلی به شمار می رود .
این پنجره ها اغلب برای نور کافی مورد استفاده قرار می گیرد . از این رو هر چه بزرگتر باشد بهتر است در لانه های مدرن امروزه از کف تا زیر سقف کشیده می شود . بدین ترتیب اولا نور را به خوبی در سرتاسر لانه پخش می کند و اشعه آفتاب به خوبی می تواند به کف لانه به طور مایل بتابد .
در ضمن هوای کثیف و گرم را که در قسمت بالائی و در نزدیک سقف جمع شده اند از لانه بیرون می برد .
حداقل برای هر 15-18 متر مربع باید یک متر مربع پنجره در نظر گرفت ولی همان طور که گفته شد امروزه حداقل 2/1 دیواره جنوبی یا شرقی را به پنجره اختصاص می دهند . البته این امر بستگی به آب و هوا فرق می کند در نقاط سردسیر باید پنجره ها را کمتر کرد در نقاط گرمسیر پنجره های اصلی را طوری باید ساخت که در تابستان بتوان به سهولت آنها را از دیواره جدا کرد یا حداقل شیشه های آن را برداشت به این منظور اغلب از پنجره های سرتاسر چوبی که دارای شیشه های کشوئی هستند استفاده می شود . این دسته از پنجره ها را می توان بسته به موقعیت محل از چوب یا فلز ساخت .
نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد اینست که وقتی که نور از شیشه عبور می کند اشعه ماوراء بنفش آن توسط شیشه گرفته می شود از این رو از نظر خواص شیمیایی نور خاصیت خود را از دست می دهد .(زیرا می دانیم تنها قسمتی از اشعه آفتاب که تولید ویتامین D در بدن می کند قسمت ماوراء بنفش نور است ) از این رو اخیراً بعضی کشورها بجای شیشه برای پنجره ها از اوراق ضخیم نایلن یا طلق استفاده می شود . این امر علاوه بر این که ارزان تمام می شود از نظر اینکه نایلن یا طلق اشعه ماوراء بنفش نور را نیز جذب نمی کند بهداشتی تر است ولی در زمستانها لانه را سرد می کند و گرم کردن لانه دچار اشکال می شود از این سیستم فقط در نقاط گرمسیر که دارای زمستانهای ملایم است توصیه می شود .
2) پنجره های عقبی: این پنجره های اغلب در جهت شمالی یا غربی لانه قرار می گیرند و بیشتر از جهت تهویه لانه بکار می روند . در ضمن تا اندازه ای به روشنائی لانه کمک می کند . در هنگام تابستان نیز با تولید جریان هوا به خنک کردن لانه در روزهای گرم کمک می کند .
این پنجره ها را اغلب برای جلوگیری از کوران نزدیک به کف یا سقف لانه قرار می دهند تا بر اثر باز کردن پنجره های جنوبی یا شرقی تولید کوران شدید و عوارض ناشی از آن ننماید .
اندازه این پنجره ها اغلب کوچک است و به طور ساده ، کشوئی با شیشه یا حتی بدون شیشه ساخته می شود .
در تابستانها معمولاً شیشه های آن را بر می دارند . این پنجره ها اگر در زیر سقف قرار گیرد بهتر است زیرا هوای گرم و کثیف لانه را خارج می کند بدون اینکه لانه سرد نماید .
این پنجره ها یا به عبارت دیگر دریچه ها ممکن است به فاصله یک متر از هم و در سرتاسر لانه قرار گیرند .
اندازه این پنجره ها بسته به ارتفاع دیواره و همچنین اندازه سالن فرق می کند ولی اغلب نیم متر ارتفاع و یک متر طول برای هر کدام در نظر می گیرند .
در بعضی مزارع این پنجره ها فقط از تخته های ساده تشکیل می شود که در هنگام احتیاج آنها را باز می کنند .
3)پنجره های سقفی: معمولاً در لانه های بزرگ که دارای سقف های زاویه دار هستند گاهی در بن زاویه دو سقف پنجره های تهویه ای قرار می دهند .
اغلب در ساختمانهای چند ردیفی و بزرگ که تعداد زیادی پرنده در آنها نگاهداری می شوند به خصوص در نقاط گرمسیر از اینگونه پنجره ها به کار می رود .
باز کردن این پنجره ها در بین دو سقف به تهویه و خشک شدن لانه در تابستان کمک بسزائی می کند .
این گونه پنجره ها در نقاطی مانند ایران که هوای تابستانی بسیار گرم است و از طرفی استفاده از مواد عایق همچنین وسائل تهویه ای الکتریکی در لانه مرغها گران تمام می شود بسیار خوب است اخیرا در اطراف تهران در لانه هائی که سقف آنها طاقی است (مانند مساجد و کاروانسراهای قدیمی) از اینگونه پنجره ها در راس سقف تعبیه می شود .
امروزه معمولا برای لانه های بزرگ از ساختمانهای سوله استفاده می شود که دارای طول و عرض مختلف اند . تعدادی کارخانه در ایران این سالن ها را بسته به سفارش مشتری ساخته و در محل مورد نظر نصب می کنند . ساختمانهای سوله امروزه در مرغداری های جدید بسیار متداول است .

  اقدامات لازم قبل از ورود جوجه
رمز موفقیت پرورش طیور گوشتی، اجرای یک برنامه مدیریتی مشخص و مؤثر قبل از ورود جوجه‌ها به فارم و طی دوران پرورش است. از آنجا که اجرای برنامه های تغذیه ای و بهداشتی در فارمهای چند سنی مشکل است بهتر آن است که از روش یکباره پر و یکباره خالی استفاده شود. جهت دستیابی به نتایج بهتر رعایت مسائل زیر پیش از ورود جوجه ها ضروری است :
1- به ‌منظور حفاظت از گله‌ها در مقابل بیماریها از نظافت و ضد عفونی شدن صحیح و کافی تجهیزات سالن و محوطه اطراف سالنها مطمئن شوید.
2- بستر در محوطه مادرهای مصنوعی باید هم سطح و یکنواخت باشد. بستر ناهموار ایجاد درجه حرارت غیر یکنواخت در کف سالن نموده و باعث مخفی شدن جوجه‌ها در بین پوشال بستر و یا در زیر دانخوریها و آبخوریها و محروم شدن از آب و دان در مرحله رشد می‌شود.
3- سعی کنید که هر سالن را با جوجه مربوط به یک گله مادر پر نمائید، اگر این کار عملی نیست حداقل هر سالن را با جوجه‌های مربوط به گله‌های مادر همسن پر نمائید. این امر رقابت بین طیور را کاهش می‌دهد.
4- زمان رسیدن جوجه به فارم را مشخص نموده و برای دریافت جوجه آمادگی کامل داشته باشید.
5- هیترها را کنترل و از صحت کار آنها مطمئن شوید و با توجه به وضعیت هوای محیط 24 تا 36 ساعت قبل از ورود جوجه آنها را روشن نمائید. در این صورت قبل از ورود جوجه بستر کاملا گرم و درجه حرارت هوای سالن مناسب پذیرش جوجه می‌باشد.
6- ضمن جلوگیری از وزش هوا از وجود هوای کافی داخل سالن بخصوص زمانی که از حرارت مستقیم استفاده می‌کنید مطمئن شوید.
7- بازاء هر 1000 قطعه جوجه در محدوده مادرهای مصنوعی 10-8 عدد آبخوری آویز ثابت و 6 عدد آبخوری کمکی کوچک کله قندی و یا پلاستیکی، یعنی جمعاً 16-14 عدد آبخوری در نظر گرفته شود. این آبخوریها قبل از جوجه‌ریزی بایستی با آب تمیز پر شده و درجه حرارت آب آبخوریها باید حدود 15-10 درجه سانتیگراد باشد. همچنین در سیستم آبخوری نیپل نیز بایستی از آبخوریهای کمکی استفاده شود.
8- اضافه کردن مولتی ویتامین در چند روز اول به آب آشامیدنی مفید می‌باشد. زیرا ممکن است ویتامین موجود در دان بعلت گرما کاهش یافته باشد.
9- ایجاد فضای اضافی جهت تغذیه در چند روز اول لازم می‌باشد. حداقل 20% از فضای مادرهای مصنوعی در روی بستر با صفحات مقوائی و یا کفی کارتن پوشانده شود و در آنها همیشه مقدار کمی دان تازه وجود داشته باشد. در این صورت همواره طیور به دان دسترسی خواهند داشت. بلافاصله قبل از ورود جوجه به سالن دانخوریها را پر نمائید.
10- شروع تغذیه بایستی با دان کرامبل با اندازه مناسب و بدون گرد و پودر دان باشد.
11- دانخوریها و آبخوریها را مستقیماً زیر و یا خیلی نزدیک به مادرهای مصنوعی ندهید تا طیور براحتی بتوانند در اطراف آنها حرکت نمایند.
12- با استفاده از دماسنجی که بتواند حداقل و حداکثر درجه حرارت را نشان دهد، درجه حرارت محوطه مادرهای مصنوعی و درجه حرارت سالن را کنترل نمائید.
13- قبل از جوجه‌ریزی، هیترها را از نظر صحت کار آنها، آبخوریها را از نظر پاکیزگی و عاری بودن از پوشال و درجه حرارت مناسب آب، دانخوریها را از نظر وجود دان کافی و در دسترس بودن آنها کنترل نمائید.






تاریخ : یکشنبه 92/10/1 | 11:50 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

مرغ سبز چیست ؟ به چه مرغی سبز گفته میشود ؟ مرغ ارگانیک چیست ؟ به چه مرغی ارگانیک گفته می شود ؟

اگر این روز ها سری به فروشگاه های معتبر و زنجیره ای عرضه مواد غذایی یا میادین میوه و تره بار زده باشید، حتما مرغ های بسته بندی با عنوان مرغ سبز را دیده اید . برخی افراد گمان میکنند مرغ سبز نام دیگر مرغ ارگانیک است ، اما در حقیقت مرغ سبز به مرغی گفته می شود که در طول دوره پرورش آن از آنتی بیوتیک استفاده نشده باشد .آنتی بیوتیک های مصرفی در صنعت طیور بسته به نوع ،هر کدام یک دوره منع مصرف دارند یعنی باید طبق دستور روی بروشور آنتی بیوتیک ،از مصرف آن قبل از فرستادن طیور به کشتارگاه جلوگیری کرد که این دوره منع مصرف معمولا از سه روز تا نه روز متغییر است . بقایای آنتی بیوتیک در گوشت طیور پرورش داده شده با برنامه آنتی بیوتیکی باقی می ماند واین بقایای آنتی بیوتیکی با مصرف این نوع مرغ ها وارد بدن انسان میشود که معمولا صدمات جبران ناپذیری را به جای میگذارد که این اثرات مخرب در کودکان و نسل آینده به وضوح قابل مشاهده خواهد بود . سازمان دامپزشکی مرغ های مرغداری هایی را که پرورش دهنده هایشان ادعای عدم استفاده از آنتی بیوتیک را دارند در نوبت های مختلف آزمایش میکنند تا صحت ادعای پرورش دهنده را تایید کنند بعد از تایید این مطلب به مرغ تولید شده نشان مرغ سبز داده میشود .گرچه مرغ تولید شده به این صورت مرغی سالم و مطمئن جهت مصرف می باشد ولی این مرغ تولید شده هرگز نمیتواند نشان مرغ ارگانیک دریافت کند .

ما در ایران مرغی به نام مرغ ارگانیک نداریم .مرغ ارگانیک به مرغی گفته می شود که با مواد ارگانیک تغذیه شده باشد، یعنی از هیچ نوع ماده اولیه غیرطبیعی، شیمیایی و افزودنی برای تغذیه و پرورش این مرغ ها استفاده نشده باشد، همچنین در تغذیه مرغان از مواد ارگانیک و غیر سنتتیک استفاده شده باشد، علاوه بر این چنین مرغی نباید هیچ گونه دارویی از جمله انواع آنتی بیوتیک ها را در طول دوران پرورش دریافت کرده باشد . در پرورش این طیور باید فلسفه پرورش ارگانیک رعایت شده باشد . تعداد جوجه ریزی، شرایط پرورش، تغذیه، شرایط نوری، محیط پرورش، حتی حقوق کارگران و انتقال به کشتارگاه و چگونگی کشتار و بسته بندی نیز در ارگانیک بودن مرغ دخیل اند .






تاریخ : یکشنبه 92/10/1 | 10:30 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

اهمیت آب در پرورش جوجه گوشتی


 پرندگان از مهره داران خونگرم هستند که در سیر تکاملی از خزندگان منشاء گرفته اند.

یکی از مواد اصلی تشکیل دهنده ی بدن پرندگان آب می باشد ، آب حساسترین ماده مغذی و بزرگترین جزء سازنده بدن بوده و حدود 70 درصد از کل بدن را تشکیل می دهد که از این میزان حدود 70 درصد آب داخل سلولی و 30 درصد به صورت مایع خارج سلولی می باشد و این رابطه باید تعادلی باشد و اختلاف بیش از حد باعث اختلال در کل سیستم بدن می گردد.

هنگامی که جوجه از تخم خارج می شود داخل دستگاه هچری ، حدود 70 درصد رطوبت در اختیار دارد.

هنگام بارزدن جوجه ها ، جدا کردن و قرار گرفتن آنها در جعبه های حمل، این میزان رطوبت کاهـش چشم گیری دارد و هنگام ورود به داخل سالن با توجه به فضای باز سالن و شرایط آب و هوایی منطقه میران رطوبت نسبت به هچری بسیار اختلاف دارد.

جوجو

بنابراین باید شرایطی را فراهم آوردکه جوجه ها از نظر ژنتیکی بتوانند خود را با محیط جدید وفق دهند زیرا اشتها در هفته اول از اهمیت خاصی برخوردار است و حاکی از سلامت جوجه می باشد.

به همین منظور رعایت کردن موارد ذیل از اهمیت خاصی برخوردار است .

1- دسترسی به آب آشامیدنی در طول 24 ساعت شبانه روز باید فراهم گردد.

2- برای چهار روز اول دوره پرورش ، آبخوری اضافی باید در نظر گرفته شود .

3- میزان آب مصرفی را بایستی به طور مرتب به صورت دستی و یا بوسیله کنتور اندازه گیری نمود و با مشاهده تغییرات ناگهانی در مقدار مصرف آب می توان مشکوک به بیماری شد.

4- با بالا رفتن دما ، حدود 5/6 درصد افزایش آب به ازای هر یک درجه بالاتر از 21 درجه سانتی گراد در نظر گرفته شود وقتی هوا گرم می شود ظرفیت آن در حفظ رطوبت افزایش پیدا می کند.

بنابراین وقتی درجه حرارت هوا افزایش می یابد رطوبت نسبی کاهش یافته و جوجه ها در سن پایین و هفته اول با کمبود رطوبت روبرو می شوند زیرا منابع دفع رطوبت از طیور از بازدم و همچنین مدفوع می باشد.

برای رفع این مشکل می توان از مه پاش و یا با اسپری کردن آب به دیواره ها رطوبت را به حد استاندارد رساند .

بهتر است در فصول گرم سال محل استقرار جوجه ها در وسط سالن بوده و هر دو طرف کف سالن دیوارها را بوسیله اسپری خیس کرد . و در فصول سرد سال یک طرف سالن را محفوظ کرده و به وسیله اسپری و یا با قرار دادن آب روی شعله و بخار حاصل ، این کمبود را جبران نمایید .

5- قبل از ورود جوجه به سالن باید آبخوری ها پر باشند و بهترین دمای آب برای روزهای اول حداقل 15 درجه سانتی گراد و حداکثر 22 درجه سانتی گراد می باشد .

با بزرگ شدن و افزایش سن جوجه های گوشتی این حساسیت کمتر خواهد شد.

6- کیفیت آب در برگیرنده تمام عوامل موجود در آب است که بر تولیدگله مؤثر بوده و باید کاملا" مورد توجه قرار گیرد چه از نظر تراکم املاح و چه از نظر آلودگی میکروبــــی . بنابراین لازم است قبل از جوجه ریزی کیفیت آب مدام مورد سنجش قرار گیرد.

در مناطق خاصی آب آنقدر شور است که تولید و کیفیت گله را شدیدا" کاهش می دهد در این مواقع ممکن است حذف مقداری از نمک جیره لازم باشد.وجود هر گونه آلودگی میکروبی در آب ، نشان دهنده ورود آب های سطحی به منبع آب است.

 منبع: دامنا






تاریخ : پنج شنبه 92/7/4 | 1:10 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()

 

مدیریت جوجه های گوشتی در هفته اول پرورش
ب

پیشرفتهای ژنتیکی برای صفاتی چون رشد و ضریب تبدیل غذایی درجوجه های گوشتی این امکان را فراهم آورده تا پرنده ها در دوره پرورشی کوتاهتر با وزن بیشتر به کشتارگاه فرستاده شوند وبه این ترتیب مدت دوره پرورش که در آن پرنده ها 2کیلوگرم وزن می گیرند از60 روز به 40 روز کاهش پیدا کرده است.
باکوتاه ترشدن دوره پرورش ، 20 درصد رشد جوجه ها در هفته اول صورت می پذیرد که مهمترین زمان دوره پرورش می باشد ومدیریت صحیح در این دوره از اهمیت خاصی برخوردارگردیده که برای اجرای آن باید به فاکتورهای ذیل توجه نمود .


تهیه جوجه ها

پرورش دهنده باید زمان ورود جوجه ها را به سالن معین کرده وهفته ها قبل از آن هماهنگی لازم را با کارخانه جوجه کشی انجام دهد .
- بعضی از نژادها از توان بالقوه بالاتری نسبت به نژادهای دیگر برخوردارند ، بنابراین تهیه جوجه ها باید از نژادهای با خصوصیات برتر صورت گیرد .
- جوجه های با کیفیت برتر هنگامی حاصل می شوند که گله مادر به طور دقیق مدیریت شده باشد و توجه کافی به عملیات جوجه کشی صورت گرفته شده باشد.
- جوجه ها باید از گله مادر سالم تهیه شوند ، سلامت گله مادر مهمترین عامل برای تولید جوجه های گوشتی سالم و عاری از عوامل بیماریزا می باشد .
- عدم تامین نیازهای کامل غذایی گله مادر از نظر پروتئین ، اسیدآمینه، لیپید ، کربوهیدرات ، ویتامین ها و مواد معدنی و بالانس نبودن جیره غذایی سبب تولید جوجه های ضعیف می گردند .
- برخی از بیماریها و آلودگیها از طریق جوجه کشی انتشار می یابند ، بنابراین باید قبل از تهیه جوجه ها از رعایت کامل اصول بهداشتی ، ضدعفونی صحیح و قرنطینه در مراحل مختلف جوجه کشی اطمینان حاصل نمود .
- جوجه هایی که از گله مادر جوان یا مسن تهیه شده باشند نمی توانند عملکرد مناسبی جهت تولید داشته باشند .
- جوجه های تهیه شده باید عاری از عوامل بیماریزا باشند، زیرا هر گونه عفونت باکتریایی در جوجه های یکروزه برروی سلامت و عملکرد آنها در پایان دوره تاثیر منفی می گذارد و حتی باعث تلفات نیز خواهد شد، بنابراین پیش بینی ظهور کامل پتانسیل ژنتیکی در زمینه رشد و کارآیی فقط در شرایطی امکانپذیر است که گله عاری ازهر گونه عفونت باکتریایی باشد .
- بهتر است جوجه ها یک سن و از یک گله مادر تهیه گردند و در هنگام ورود به سالن پرورش باید تمیز و خشک باشند . کرک پرهای نرم تمام بدن پرنده را پوشانده و چشمها باید روشن و براق بوده ، بدن آنها بدشکل و زخم نباشد مخصوصا ناف باید کاملا بسته ، تمیز و خشک باشد و هیچگونه بقایای کیسه زرده و یا غشاهای جنینی در اطراف آن خشک نشده باشد . بدن جوجه ها هنگامیکه در دست لمس می شود توپر باشد ،ولی نباید این حالت ناشی از ادم باشد و همچنین استخوانها نباید در هنگام لمس جوجه بسیار برجسته باشند ودارای وزن و پراکندگی وزنی مناسبی باشند ( وزن 42 گرم می تواند معیاری از میانگین وزن جوجه یکروزه که در راهنمای پرورش نژادهای گوشتی اشاره شده است ، مورد استفاده قرار گیرد) .
ادامه مطلب...




تاریخ : پنج شنبه 92/7/4 | 1:4 عصر | نویسنده : مهندس | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.